مرتضى مطهرى

122

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نمىتواند اين آثار را به وجود بياورد زيرا عامل محرك استعداد و تحقّق بخش امكانات انسانى ، طبيعت نيست بلكه عاملهاى اجتماعى و انسانى است ؛ و از جنبهء فلسفى نمىتوان پذيرفت كه استعدادهاى انسانى به انسانها احتياج داشته باشد امّا عواطفى كه مبيّن و عامل به فعليّت رساندن است نباشد . پس انسان مدنىّ بالطبع است به اين معنى كه در طبيعت طورى آفريده شده است كه امكانات و استعدادات وى جز در زندگى اجتماعى به فعليّت نمىرسد ، و به عبارت ديگر كمالاتى كه بالقوه در انسان هست تنها در زندگى اجتماعى امكان فعليّت دارند . در گياه و حيوان ، يا اجتماع تأثير ندارد از اين حيث ، مثل گلهء گاو وحشى ، و يا اگر در زندگى اجتماعى به هم محتاجند ، آنچه دارند بالطبيعه بالفعل دارند ، عامل اجتماع به فعليت رسانندهء از قوه به فعل نيست ، مثل مورچه و زنبور عسل . و امّا فلسفهء نبوّت : آنچه از بيان شيخ ( ره ) در اين فصل استفاده مىشود اين است كه دعوت به معرفة اللّه و تذكار حق و قيامت و حتّى تشريع عبادات همه به منظور تأمين زندگى عادلانهء اجتماعى است . ظاهر عبارت در اين فصل چنين مىرساند كه اگر لزوم زندگى عادلانهء اجتماعى نمىبود بعث رسل و انزال كتب نمىشد . ولى اين مطلب درست نيست بلكه مطابق آنچه خود شيخ ( ره ) در باب بهجت و سعادت عقلى گفت و مطابق آنچه شيخ در فصل پيش از اين فصل گفت و مطابق آنچه از آيات كريمهء قرآن استفاده مىشود معرفت خدا و عبادت و تقرب به او مقصود بالذات است نه مقصود بالعرض ، و حداقل اين است كه بگوييم انبياء دو هدف داشته‌اند : يكى ارشاد به سعادت معنوى كه در پرتو توحيد و ايمان به معاد و صفات فاضله پيدا مىشود ، و ديگرى ارشاد به مصالح عاليهء اجتماعى به وسيلهء جعل مقررات عادلانه ؛ و به عبارت ديگر دين از دو جهت ضرورت دارد ، هم از جهت سعادت شخصى و فردى و هم از جهت اجتماعى . در بعضى از آيات هدف را معرفة اللّه ذكر مىكند : « ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ » « 1 » و در بعضى از آيات صريحا اقامهء عدل را به عنوان هدف ذكر مىكند : « لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ » « 2 » .

--> ( 1 ) . نحل / 125 . ( 2 ) . حديد / 25 .