مرتضى مطهرى
114
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تنبيه : المعرض عن متاع الدنيا و طيّباتها يخصّ باسم الزاهد ، و المواظب على فعل العبادات من القيام و الصيام و نحوهما يخص باسم العابد ، و المنصرف بفكره الى قدس الجبروت مستديما لشروق نور الحق فى سرّه يخص باسم العارف ؛ و قد يتركّب بعض هذه مع بعض . آن كس كه از كالاى دنيا و خوشيهاى آن دامن مىچيند به نام « زاهد » ناميده مىشود ، آن كس كه به انجام عبادات مواظبت دارد « عابد » ناميده مىشود ، و آن كس كه فكر خود را متوجه عالم قدس كرده است براى آنكه نور حق على الاتصال بر باطنش بتابد « عارف » ناميده مىشود ؛ و گاهى بعضى از اينها با بعضى ديگر تركيب مىشوند . شرح : اين فصل متضمّن تفسير تعريف كلمات « زاهد » و « عارف » و « عابد » است . خلاصهء معنى آنكه : « زهد » عملى است منفى زيرا عبارت است از اعراض و ترك و دامن چيدن ، ولى « عبادت » عمل مثبت است از قبيل نماز و روزه و حجّ و احسان به خلق ، و امّا « عرفان » وجدان است و از حالات روح و لبّ و باطن است . اينها ممكن است منفردا و يا مجتمعا پديد آيند كه مجموعا هفت صفت مىتوان فرض كرد يعنى : زهد تنها ، عبادت تنها ، عرفان تنها ، زهد و عبادت ، زهد و عرفان ، عبادت و عرفان ، زهد و عبادت و عرفان . در ميان اين هفت صفت كه فرض شد چند صفت است كه بايد گفت عملا وقوع ندارد و آن صفت سوم و پنجم و ششم است يعنى : عارف تنها ، و عارف زاهد غير عابد ، و عارف عابد غير زاهد ؛ زيرا ممكن نيست كه كسى بدون آنكه مراحل زهد و عبادت را طى كند به مرحلهء عرفان برسد ، و حتّى صوفيّه نيز چنين ادعايى نكردهاند و آن چيزى كه مورد ادعاى بعضى از صوفيان است اين است كه بعد از طىّ مرحلهء زهد و عبادت و رسيدن به مرحلهء عرفان نيازى به زهد و عبادت نيست و چنين فرض كردهاند كه زهد و عبادت تنها براى رسيدن به سر منزل معرفت است ، بعد از رسيدن به سر منزل ديگر حاجتى به مركوب و وسيلهاى كه انسان را بدانجا رسانده است نيست ، مانند كسى كه با مركوبى به كعبهء مقصود مىرسد و مىخواهد رحل اقامت در آنجا بيفكند ، و يا كسى كه با نردبان به بام بر رفته است و قصد پايين آمدن ندارد . اين دسته سير منازل معنوى را از نوع سير منازل جسمانى فرض كردهاند كه عبارت است از عبور كردن از نقاطى و رها كردن آن نقاط ، غافل از اينكه سلوك معنوى اين تفاوت را با سلوك جسمانى دارد كه هميشه در منزل بعدى به منزل قبلى احتياج است و از اين نظر بايد تشبيه كرد به كسى كه از پلّههاى ديوار عمارتى بالا مىرود به طورى كه اگر پلّههاى