مرتضى مطهرى

986

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

زهى نادان كه او خورشيد تابان * به نور شمع جويد در بيابان اگر خورشيد بر يك حال بودى * شعاع او به يك منوال بودى ندانستى كسى كان پرتو اوست * نبودى هيچ فرق از مغز تا پوست جهان جمله فروغ نور حق دان * حق اندر وى ز پيدايى است پنهان چه نور حق ندارد نقل و تحويل * نيايد اندر او تغيير و تبديل گويند از جنيد بغدادى پرسيدند : « ما الدّليل على وجود الصّانع ؟ » چه دليلى بر وجود خدا هست ؟ گفت : « اغنى الصّباح عن المصباح » يعنى روشنى صبح ما را از چراغ بىنياز كرده است « ( * ) » . حكماى اسلامى كوشيده‌اند به استدلالى عقلى راه يابند كه در آن استدلال مخلوقات واسطهء اثبات نباشند . بو على سينا برهان معروف خود را كه از راه تقسيم موجود به واجب و ممكن ، و نيازمندى ممكن در وجود به مرجّح ، و امتناع دور و تسلسل علل ، وارد شده است « برهان صدّيقين » مىخواند و مدعى است اين برهان بر ساير براهين شرافت دارد زيرا اشياء و مخلوقات واسطه براى اثبات حق قرار نگرفته است . در برهان بوعلى اشياء واسطهء اثبات ذات واجب قرار نگرفته‌اند آنچنانكه متكلمان و ارسطوئيان اشياء را از اين جهت كه حادث يا متحركند واسطه قرار داده‌اند . آنچه در برهان بوعلى وجودش مسلّم و قطعى گرفته شده است مطلق موجود است كه نقطهء مقابل آن انكار هستى به طور مطلق است . پس از آنكه در اصل وجود موجودات ترديد نكرديم ؛ يعنى همين قدر كه سوفسطائى نشديم ، يك تقسيم عقلى به كار مىبريم كه موجود يا واجب است و يا ممكن ، شقّ سوم محال است ، سپس نيازمندى ممكن را به مرجّح كه بديهى اوّلى است مورد استناد قرار مىدهيم ، آنگاه با امتناع دور و تسلسل كه مبرهن است نتيجهء نهايى را مىگيريم . چنان كه پيداست در اين برهان مخلوقات و موجودات جهان واسطهء اثبات قرار نگرفته است ، يك محاسبهء صرفاً عقلانى ما را به نتيجه رسانيده است . بوعلى در نمط چهارم اشارات پس از بيان اين برهان بر وجود خداوند و براهين ديگرى كه از اين برهان نتيجه مىشود بر وحدانيت و صفات خداوند ، چنين به خود مىبالد :