مرتضى مطهرى
974
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كلى و مثالهاى ملكوتى ( مثل افلاطونى ) كه خود قائل است مىآورد . مىگويد : فرض كنيد گروهى افراد را كه آنها را از اول عمر در درون غارى اسير كرده و به زنجير كشيدهاند و روى آنها به طرف ديوارى در درون غارى است . پشت سر آنها ديوارى است و پشت ديوار آتشى روشن كردهاند و پرتو آن آتش به ديوار روبروى آن افراد افتاده است . آنگاه كسانى از پشت آن ديوار عبور مىكنند در حالى كه چيزهايى با خود دارند و سايهء آنها در ديوار روبرو مىافتد و آن اسيران - كه از اول عمر در همين وضع بودهاند و تنها روبروى خود را مىبينند و از وجود انسانهايى كه در پشت سر آنها راه مىروند و سايه ايجاد مىكنند به كلى بىخبرند - آن سايهها را مىبينند ، و قطعا و قهراً آن اسيران ، آن سايهها را حقيقت مىپندارند ، بلكه شك نمىكنند در حقيقت بودن آنها ؛ اما اگر از همين اسيرها زنجير برگيرند و آنها را رها كنند تا آتش و بيرون غار را ببينند و با قانون سايه و صاحب سايه آشنا شوند مىفهمند كه حقيقت چيز ديگرى است ، آنچه آنها مىديدهاند سايهء حقيقت بوده نه خود حقيقت . اگر بخواهيم تمثيلى با ابزارهاى تمدن امروز ذكر كنيم كه روشنتر باشد بايد انسانهايى را فرض كنيم كه از اول عمر در محلى آنها را بزرگ كردهاند كه در آنجا نه انسان مىديدهاند نه حيوان نه كوه نه صحرا نه دريا نه خورشيد و نه ستاره . همهء لوازم زندگى آنها را به وسيلهء يك دستگاه خودكار به آنها مىرسانيدهاند . اما هميشه فيلمهايى از جنگلها و حيوانات و صحراها و كوهها و شهرها و مردمى كه در آن شهرها زندگى مىكنند به آنها ارائه مىدادهاند و آنها آن فيلمها را مىديدهاند بدون آنكه بفهمند آنچه مىبينند فيلم است . پس از چندى آنها را آزاد كنند و واقعيت آنچه در فيلم مىديدهاند به آنها ارائه دهند . در اينجا عقايد آنها نسبت به آنچه قبلًا مىديدهاند چه صورتى پيدا مىكند ؟ آيا هيچ تغييرى نمىكند و هيچ تحول فكرى در آنها پيدا نمىشود ؟ يا بر عكس ، تمام افكار و انديشههايشان باطل مىگردد و مىفهمند كه هر چه ديدهاند دروغ محض بوده است ؟ مانند كسى كه افسانهاى بشنود و خيال كند تاريخ است و واقعيت دارد و بعد بفهمد سراسر افسانه و پوچ و دروغ بوده است ؛ يا شقّ سومى در كار است ؟ و آن اينكه آنچه مىديدهاند « نمايش » حقيقت بوده است پس دروغ و پوچ نبوده است اما خود حقيقت هم نبوده است . پس در حقيقت آنچه مىديدهاند درست مىديدهاند و اما آنچه