مرتضى مطهرى
958
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نيرويى ماوراء طبيعى است ، و البته براى شناخت خدا اين اندازه كافى نيست . توضيح اينكه : مطالعه در آثار خلقت حداكثر اين است كه ما را معتقد مىكند به وجود قوهء شاعر و عليم و حكيم و مدبّرى كه طبيعت را مىگرداند و اداره مىكند ، اما آيا آن قوه خداست يعنى واجب الوجود است و خود مولود و مصنوع صانع ديگرى نيست ؟ علوم حسى و تجربههاى طبيعى بشر از نفى و اثبات اين مطلب عاجز است . وقتى كه اين احتمال آمد ناچار بايد اثبات كنيم فرضا قوهء مدبر عالم ، خود مصنوع صانعى باشد در نهايت امر بايد منتهى گردد به صانعى كه قائم بالذات و غير مصنوع است ، و اين خود استدلال فلسفى است و بر عهدهء فلسفه است كه آن را اثبات نمايد يا نفى كند . مطالعهء طبيعت قادر به جوابگويى به اين پرسش نيست . بعلاوه آنچه از نظر معارف الهى ضرورت دارد تنها اين نيست كه جهان تحت ادارهء واجب الوجود مدبّر حكيم است ؛ بايد يگانگى او را و اينكه بيش از يكى نيست نيز ثابت گردد . علاوه بر يگانگى ، خير محض بودن ، وجود صرف و كمال مطلق بودن ( و له المثل الاعلى ) « 1 » ، به همه چيز بلا استثناء عالم بودن ، و بر همه چيز بلا استثناء قادر بودن ، صفات عين ذات بودن ، و صدها مطلب ديگر كه علم الهى را تشكيل مىدهد و بشر از دانستن آنها بىنياز نيست از راه علوم حسى و مطالعه در مخلوقات ميسر نيست . اگر اينها همه را - از وجوب وجود گرفته تا يگانگى ، علم ، قدرت كامله ، حكمت بالغه ، فيض قديم - از محيط بحث و فكر خود خارج كنيم خدا را به صورت يك فرضيهء مجهول كه هزارها مشكلات لا ينحل و غير قابل جواب در خود آن فرضيه هست در آوردهايم . خدا شناسى و مسائل مربوط به آن تنها از طريق عقل و فلسفه است كه به صورت يك علم مثبت نظير روان شناسى و گياه شناسى و غيره در مىآيد . چقدر اشتباه است كه مىگويند راه مطالعه در خلقت ، ما را از پيمودن راههاى دشوار و پر پيچ و خم فلسفى بىنياز مىكند ! و براى اينكه سخن خود را معقول جلوه دهند مىگويند قرآن كريم هم فقط از راه تشويق به مطالعهء مخلوقات مردم را به خدا شناسى دعوت كرده است . غافل از اينكه قرآن كريم مطالعه در آثار خلقت را به عنوان يكى از راهها معرفى كرده است و آن را براى عامّهء مردم بهترين وسيله براى اينكه بفهمند و بدانند قوهء