مرتضى مطهرى
954
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اما در مورد جانداران : در كار سلولهاى حياتى چند نوع كار ابتكارى ديده مىشود كه ساختمان ماشينى آنها براى توجيه آن نوع كارها كافى نيست ؛ يا بايد معتقد شويم آن سلولها داراى آن قدر عقل و علم و شعور و ادراكاند كه خود انسان به هيچ وجه به پايهء آنها نرسيده و نخواهد رسيد ، يعنى بايد معتقد شويم آنها فكر مىكنند و مىفهمند و متأثر مىشوند فقط جثّهشان كوچك است ، و يا بايد معتقد شويم كه يك نيروى مرموز مستقيماً آنها را در كارشان به شكل ديگرى غير از طريق عقل و ادراك رهبرى كرده است . در اينكه يك سلول نباتى يا حيوانى مانند انسان دستگاه عقل و انديشه و تعليم و تعلم ندارد و از نظامى نظير نظام انسانى پيروى نمىكند ترديدى نيست . پس باقى مىماند دو راه : يكى اينكه ساختمان ماشينى اشياء براى هدايت آنها كافى باشد ، ديگر اينكه نيروى مرموز هدايت ، آنها را رهبرى كند . كارهاى خارق العادهاى كه « ابداع و ابتكار » شمرده مىشود و ساختمان ماشينى سلولها كافى براى توجيه آنها نيست چند نوع است : ( 1 ) . قدرت انطباق با محيط و تغيير دادن طبيعت خود . ( 2 ) . تقسيم كار و انتخاب وظيفه . ( 3 ) . ابتكار تجديد ساختمان عضو از ميان رفته و يا ايجاد عضو جديد مورد نياز . ( 4 ) . اكتشاف نيازمنديهاى خود بدون وساطت تعليم و تعلم . راجع به قدرت عظيم انطباق سلولها با محيط كه حتى قادر به عوض كردن طبيعت خود مىباشند ، و همچنين تقسيم كار و انتخاب وظيفه ميان سلولها با اينكه همه از يك اصل و ريشه سرچشمه مىگيرند قبلًا به طور مختصر بحث شد ، اكنون در قسمت سوم و چهارم بحث مىكنيم . نيروى حيات ، هزاران نقش زيبا و بديع بر صفحهء روزگار به صورت گلها و درختها و پرندگان و چهار پايان و غيره به وجود آورده است . ساختمان سلول اوّلى و عوامل خارجى محيط كافى نيست كه اينهمه نقش و نگار و زيبايى در جهان خلق و ابداع نمايد . در كتاب راز آفرينش انسان صفحهء 59 و 60 مىنويسد : « ماده جز بر طبق قوانين و نظامات خود عملى انجام نمىدهد . ذرات و اتمها تابع قوانين مربوط به قوهء جاذبهء زمين ، فعل و انفعالات شيميايى و تأثير الكتريسيته هستند . ماده از خود قوهء ابتكار ندارد و فقط حيات است كه هر لحظه نقشهاى تازه و موجودات بديع به عرصهء ظهور مىآورد . بدون حيات ، عرصهء پهناور زمين عبارت از