مرتضى مطهرى

947

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

سعدى : آفرينش همه تنبيه خداوند دل است * دل ندارد كه ندارد به خداوند اقرار اينهمه نقش عجب بر در و ديوار وجود * هر كه فكرت نكند نقش بود بر ديوار مدت كوتاهى در اروپا اين فكر پديد آمد كه نظامات خلقت نباتات و حيوانات آنگاه دلالت مىكند بر حكمت بالغهء صانع عالم كه خلقت اشياء دفعتا و آنا صورت گرفته باشد ، اما اگر تدريجا صورت گرفته باشد مانعى ندارد كه يك سلسله تصادفات تدريجاً متراكم و منجر به آنچه هست شده باشد . بعد از پيدايش داروينيسم ( darwinism ) و ارائه اصول طبيعى تطوّر ، اين عقيده براى بعضى پيدا شد كه اصول داروينيسم براى توجيه خلقت تصادفى جانداران كافى است . آنچه مسلّم است اين است كه اصولى كه علماى زيست شناسى براى تكامل ذكر كرده‌اند به تنهايى به هيچ وجه براى توجيه خلقت كافى نيست . محال است كه با عدم دخالت دادن قصد و هدفدارى در طبيعت ، بتوان خلقت را توجيه كرد . تكيه گاه داروينيسم « انتخاب طبيعى و بقاى اصلح » است . اين خود حقيقتى است كه در نبرد حيات ، يك نوع غربال طبيعى صورت مىگيرد و آن جاندار كه به نوعى با شرايط حيات منطبق‌تر است قابليت بيشترى براى بقا دارد . ولى سخن در اين است كه آيا آن چيزهايى كه براى حيات موجود زنده مفيد و لازم است ممكن است ابتدائاً به صورت تصادف به وجود آمده باشد تا بعد در غربال طبيعت باقى بماند يا نه ؟ مطالعه در احوال موجودات نشان مىدهد يك نيروى مرموز و شاعر و هدفدار ، وضعى در اندام جانداران به وجود مىآورد كه آنها را متناسب با شرايط محيط نمايد . اگر همهء تغييراتى كه در بدن موجودات زنده پيدا مىشود از نوع پردهء لاى انگشتان بعضى مرغها بود ممكن بود بگوييم تصادفا در لاى انگشت يك مرغ پرده پيدا شده و اين پرده براى شناورى او در آب مفيد واقع شد و مورد استفادهء حيوان قرار گرفت و بعد به وراثت به اعقاب او منتقل شد ( قطع نظر از اينكه علم وراثت آن را قبول ندارد ) . ولى بعضى اندامهاى مفيد و لازم جانداران به صورت يك دستگاه بسيار