مرتضى مطهرى

934

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

به طور كلى راههاى بشر به خداشناسى سه نوع است : الف . راه دل يا راه فطرت . ب . راه حس و علم يا راه طبيعت . ج . راه عقل يا راه استدلال و فلسفه . البته دو راه اخير هر كدام به راههاى زيادى منشعب مىگردد و بعداً توضيح خواهيم داد . راه دل يا راه فطرت مىگويند خداشناسى ، فطرى هر آدمى است يعنى هر آدمى به مقتضاى خلقت و ساختمان اصلى روحى خود خدا را مىشناسد بدون اينكه نيازى به اكتساب و تحصيل علوم مقدماتى داشته باشد . لازم است در اينجا توضيحى داده شود : برخى از مدعيان فطرى بودن خداشناسى مقصودشان از اين مطلب فطرت عقل است ، مىگويند انسان به حكم عقل فطرى بدون اينكه نيازى به تحصيل مقدمات استدلالى داشته باشد ، به وجود خداوند پى مىبرد . توجه به نظام هستى و مقهوريّت و مربوبيّت موجودات ، خود به خود و بدون اينكه انسان بخواهد استدلال كند ، اعتقاد به وجود مدبّر و قاهر را در انسان به وجود مىآورد همچنانكه در همهء فطرياتى كه در اصطلاح منطق « فطريّات » ناميده مىشوند مطلب از اين قرار است . ولى مقصود ما از عنوان بالا فطرت عقل نيست ، مقصود ما فطرت دل است . فطرت دل يعنى انسان به حسب ساختمان خاص روحى خود متمايل و خواهان خدا آفريده شده است . در انسان خداجويى و خداخواهى و خداپرستى به صورت يك غريزه نهاده شده است همچنانكه غريزهء جستجوى مادر در طبيعت كودك نهاده شده است . اين غريزه به صورت غير مستشعر در كودك وجود دارد . او مادر را مىخواهد و جستجو مىكند بدون آنكه خود بداند و بفهمد كه چنين خواهش و ميلى در او وجود دارد و بدون آنكه در سطح شعور ظاهرش انعكاسى از اين ميل و خواهش وجود داشته باشد . مولوى عيناً همين تشبيه را آورده است آنجا كه مىگويد :