مرتضى مطهرى
92
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
( مىدانيم چيزى نيست ) نتيجهاش اثبات علم به عدم واقعيت خواهد بود و اين خود يك واقعيتى است كه اثبات مىشود ( من ، علم ، خاصهء كاشفيت علم از عدم واقع ) . و با تسليم خاصهء كشف در اين علم و ادراك ، خاصهء كاشفيت را از ساير افراد علم سلب نمىتوان كرد ، و اين بيان چند نكتهء زير را نتيجه مىدهد : نكتهء 1 كسانى را كه يك نحوه واقعيت خارج اثبات مىكنند نبايد در صف ايده آليستها قرار داده سوفسطى شمرد چنان كه : ( 1 ) . بعضى واقعيت را از خواص اجسام بجز خواص هندسى نفى كرده و همه را ساختهء ذهن مىدانند ( چنان كه دكارت مىگويد خواص هندسى اجسام ، موجود و خواص غير هندسى كه « خواص ثانوى » ناميده مانند رنگ و بوى و مزه و كيفيات ديگر ، موهوم و ساختههاى ذهن مىباشند ) . ( 2 ) . جمعى جسم و خواص جسم را انكار نموده و عالم را مجرد از ماده مىدانند . ( 3 ) . جمعى مكان را موهوم مىدانند . ( 4 ) . جمعى زمان را . ( 5 ) . جمعى زمان و مكان را . اين عقايد اگر چه عموما پوچ و بىپايه مىباشند و « فلسفه » پرده از روى آنها برداشته و بطلان هر يك را مانند آفتاب روشن نموده ، ولى چون ارباب اين عقايد ، جهان با واقعيتى را معتقدند نمىتوان آنها را در ميان سوفسطائيان و تيپ ضدّ علم نام برد 1 . و همچنين عدهء ديگرى را از غير فلاسفه كه از غير طريق استدلال سير مىكنند نبايد « ايده آليست » شمرد و با همين ترازو سنجيد ، مانند : ( 1 ) . دستهاى از عرفا كه راه وصول به حقايق را تنها كشف ذوقى معرفى كردهاند و روش استدلال را منكرند . ( 2 ) . گروهى از اصحاب شرايع كه معلومات صحيحه را به معلوماتى كه از طريق وحى آسمانى و اديان انبياء و رسل اخذ مىشود محدود مىسازند . همچنين طايفهء ديگر از فلاسفه كه عالم را به حسب روش علمى از دو سنخ مختلف مادى و مجرد مؤلّف دانسته و به حسب روش عملى به تنزّه از عالم مادى فانى و ارتقاء و انجذاب به