مرتضى مطهرى

898

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

گرفته‌اند ، نظم و قانون نيز چيزى جز ترتب منظم فعلهاى بىنهايت بر فاعلهاى بىنهايت نيست . بنابراين منطق ، جايى براى فاعل كل و صانع كل كه طبعا خود ، فاعل و صانعى ندارد باقى نمىماند . محدود بودن مفاهيم الفاظ و كلمات از يك طرف ، و انس اذهان به مفاهيم حسى و مادى از طرف ديگر ، كار تفكر و تعمق در مسائل ماوراء الطبيعى را دشوار مىسازد . ذهن براى اينكه آماده تفكرات ماوراء الطبيعى بشود مراحلى از تجريد بايد طى نمايد . حقيقت اين است كه مفهوم « سهل و ممتنع » در مورد مسائل الهى بيش از هر مورد ديگر صدق مىكند و اين خود رازى دارد كه به پيوند اين مسائل با فطرت آدمى از يك طرف و با عقل و انديشهء او از طرف ديگر مربوط است . راه عقل بر خلاف راه دل سر و كارش با مفاهيم و تصورات و الفاظ و كلمات است و همين جهت كار را دشوار مىسازد ، زيرا معانى ماوراء الطبيعى را در محدودهء مفاهيم و تصورات عادى وارد كردن و در قالب الفاظ و كلمات جا دادن كارى شبيه دريا را در كوزه ريختن است : معانى هرگز اندر حرف نايد * كه بحر بيكران در ظرف نايد و يا چيزى شبيه اندام بزرگ را با جامهء كوچك پوشيدن است : الا انّ ثوبا خيط من نسج تسعة * و عشرين حرفا عن معاليه قاصر بدون شك معانى و مفاهيم حكمت الهى آنگاه كه بخواهد در سطح تعقلات فلسفى ظاهر گردد يك ظرفيت ذهنى و گنجايش فكرى خاصى را ايجاب مىكند كه با ظرفيت ادبى يا فنى يا طبيعى يا رياضى كاملا متفاوت است ، يعنى ذهن بايد در يك بعد و جهت خاص وسعت يابد تا ظرفيت اين گونه انديشه‌ها را پيدا كند . اين است كه محققان همواره از لزوم « لطف قريحه » دم مىزنند و در عين اعتراف به فطرى بودن و عمومى بودن مسألهء خدا ، مىگويند :