مرتضى مطهرى
895
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اذعان پيدا كرد . هدف قرآن هم از دعوت به مطالعهء حسى و تجربى طبيعت از نظر خداشناسى ، اين است كه به مخلوق و مسخّر بودن طبيعت و اينكه قوهاى ما فوق قواى طبيعى ، طبيعت و قواى طبيعت را اداره و تدبير مىكند پى ببريم و ايمان پيدا كنيم . مطالعهء حسى طبيعت و تفكر در زمين و آسمان و آنچه در آنهاست از نظر توحيد و خداشناسى ، كيفيت و ماهيتى دارد و حد و رسالتى . كيفيت و چگونگىاش اين است كه نظامات داخلى اشياء مورد دقت قرار گيرد تا روشن شود كه قواى طبيعت براى تأمين يك سلسله هدفها فعاليت مىكنند و ميان فاعلها و غايتها رابطهء مستقيم برقرار است . اما حد و رسالتش اين است كه مخلوقيت طبيعت و وجود قوه يا قوايى شاعر و حاكم بر طبيعت را بر ما روشن مىكند و بيش از اين رسالتى ندارد و نمىتواند داشته باشد . اين است كه گفتيم راه مطالعهء طبيعت از نظر توحيد و خداشناسى ، جادهاى است كه تنها تا مرز ماوراء طبيعت كشيده شده است . اما نظام فاعلى كه مؤلف دانشمند آن كتاب بدان تمسك جستهاند كوچكترين خدمتى به توحيد نكرده و نمىتوانسته است بكند . علوم از نظر نظامات فاعلى تنها كارى كه مىكند اين است كه به قول شما ثابت مىكند كه هيچ پديدهاى مستقل و اتفاقى نيست بلكه وابسته به پديدهها يا پديدههاى ديگر است ، و هم ثابت مىكند كه پديدهها معلول دخالت خدايان و موجودات نامرئى كه مشركين و غير مشركين حوادث را بدانها توجيه مىكردند نيست ، و از اين رو ثابت مىكند يك نظام متقن علّى و معلولى ميان خود پديدهها حكمفرماست و اين رشته از بىنهايت سرچشمه گرفته و تا بىنهايت ادامه دارد . اما كجاى اين مطلب با توحيد ارتباط دارد ؟ مگر ماديين كه منكر خدا هستند وجود نظام متقن علّى و معلولى را به اين صورت انكار دارند ؟ آيا خدا كه انبيا بدان دعوت كردند يعنى « مجموع نظام غير متناهى علت و معلول » ؟ ! اينكه طبيعت در همه جا يكسان عمل مىكند دليلى جز بر وحدت نوعى عناصر طبيعت نيست و به هيچ وجه بر وجود قوهاى واحد احد صمد بسيط غير متجزّى ثابت دائم ازلى قاهر غالب دلالت نمىكند . آيا اين سخن پذيرفته است كه وجود موجود واحد ازلى حىّ فعّال عليم قدير مريد سميع بصير مسلّط و قاهر بر طبيعت و خالق و آفرينندهء آن از ساختههاى فلسفهء يونان است و پيغمبران چنين چيزى نگفتهاند ، پيغمبران آمدهاند كه مردم را به طبيعت دعوت