مرتضى مطهرى
89
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اين است كه كسى كه اين استدلال را ساخته تصور نموده است كه اگر ما راستى واقعيتى داشته باشيم ، در صورت تعلق علم به وى بايد واجد واقعيت ( خود واقعيت ) بوده باشيم نه واجد علم به واقعيت و حال آنكه قضيه به عكس است و آنچه به دست ما مىآيد علم است نه معلوم ( واقعيت ) . و اين تصورى است خام زيرا اگر چه پيوسته علم دستگير ما مىشود نه معلوم ، ولى پيوسته علم با خاصهء كاشفيت ( 1 ) خود دستگير مىشود نه بىخاصه ، و گرنه علم نخواهد بود و كسى نيز مدعى نيست كه ما با علم به خارج ، خود واقعيت خارج را واجد مىباشيم نه علم را . شبههء 2 حواس ما كه قوىترين وسائل علم به واقعيت خارج مىباشند پيوسته خطا مىكنند ( 1 ) و همچنين وسائل و طرق ديگر غير حواس گرفتار اغلاط زياد هستند