مرتضى مطهرى

867

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

و آثار آنها شمرده مىشوند . از اين بيان نتيجه گرفته مىشود كه : « مهيّات خارجى بر دو قسمند : جوهر و عرض » . آزمايش علمى چه مىگويد ؟ ممكن است در نتيجهء گذشته روى روشى كه اخيرا گروهى از دانشمندان مانند اگوست كنت « 1 » و جيمز « 2 » و ديگران پيش گرفته‌اند اشكال و خرده‌گيرى شده گفته شود : علوم بجز حواس و تجربه به چيز ديگر اعتماد نمىكند و ما از راه حواس ، تنها به خواص و اعراض مايل مىشويم . آرى از راه الهام ذهنى ، عده‌اى از خواص و اعراض را يك واحد فرض كرده و به آن نام « جوهر » و « صورت جوهرى » مانند انسان ، درخت و جز آنها داده و خواص را از آن آنها مىشماريم و البته الهام ذهنى تا از بوتهء آزمايش علمى بيرون نيايد كسب اعتبار نخواهد نمود . اتفاقا آزمايش علمى نيز بجز خواص چيزى نمىيابد كه رسيدگى كند . انسان مثلًا در نگاه نخستين كه درختى را مىبيند در واقع عرض ، طول ، عمق ، نسبتهاى گوناگون ديگر ، رنگهاى بسيار ، روشنى ، تاريكيهاى بيشمار حس مىكند و پس از آن با وزش بادى مثلًا كه همهء آنها به يك سوى حركت مىكنند وحدتى در ميان آنها استوار كرده و آن مجموعه را « درخت » مىنامد ، سپس جاهايى از اين واحد را كه طول و عرض و عمق جمع شده‌اند « جسم » مىخواند مانند جسم تنه ، جسم شاخه ، جسم برگ و . . . و پس از آن چون برگها گاهى روى درختند و گاهى نيستند و همچنين رنگ و خواص ديگر روزى هستند و روزى نيستند ، بيرون از مهيّت درخت فرض مىكند و در نتيجه درخت را ( مجموعه‌اى از خواص كه نسبت به ديگران ثابت‌تر هستند ) جوهر پنداشته و باقى خواص را آثار و اعراض آن مىگيرد . و همچنين ما يك سلسله ادراكات كه على التّوالى از راه حواس به مغز وارد شده و هميشه مغز را اشغال نموده و به همين سبب كميتشان تبديل به كيفيت مىگردد به نام « جوهر نفسانى » ( من ) پذيرفته و خواص ديگر را آثار و اعراض آن قرار مىدهيم . و خلاصه اينكه به اين ترتيب موجبى از براى تقسيم مهيّات به جوهر و عرض