مرتضى مطهرى

857

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

منقسم مىشود و در نتيجه حمل گاهى بر وحدت مفهومى استوار مىشود مانند « انسان انسان است » - و اين گونه حمل را « حمل اوّلى » مىناميم - و گاهى بر وحدت وجودى مانند « درخت سبز است » و اين گونه حمل را « حمل شايع » مىگوييم . خاصيت كثرت : چنان كه در آغاز مقاله گفته شد ، كثرت بدون آحاد تحقق نمىپذيرد و روشن است كه اگر هر واحد از آحاد از آن راه كه كثرت را به وجود مىآورد هر يك از واحدهاى ديگر را از خود دفع نكرده و از آن جدا نشده دورى نجويد ، كثرت پيدا نخواهد شد . و از اين روى بايد گفت يكى از خواص كثرت ، غيريّت ( جز هم بودن ) است . و در نتيجه نيز « هر فعليتى فعليتهاى ديگر را از خود مىراند » . و نيز از همين جاست كه ذهن ما عدم هر چيز را - چنان كه در مقالهء 7 گفتيم - از وجود چيزهاى ديگر انتزاع مىكند ؛ مىگوييم « انسان درخت نيست » يعنى انسان بودن درخت بودن نيست اگر چه ممكن است مادهء انسان صورت انسانى را رها كرده و در تكاپوى طبيعى خود روزى جامهء درختى بپوشد ؛ مىگوييم « انوشيروان داريوش نبوده » و مىگوييم « هر پديده و هر حادثه كه به وجود آمده از پديده و حادثهء ديگرى كه به وجود آمده بوده جدا بوده » . و نتيجهء ديگرى كه از بيان فوق به دست مىآيد اين است كه : « وحدت كثير محال است » يعنى هر كثيرى از آن روى كه كثرت دارد وحدت نخواهد داشت ، بلكه اگر وحدت داشته باشد از راه ديگر است . تقابل و اقسام آن فلاسفه غيريّت را به دو قسم « غيريّت ذاتى » و « غيريّت عرضى » قسمت كرده‌اند . غيريّت عرضى آن است كه مغايرت دو چيز از آن دو چيز ديگر بوده و مجازا به آنها نسبت داده شود ، مانند غيريّت در ميان شيرينى عسل و سفيدى گچ كه حقيقتا به واسطهء مغايرت عسل و گچ پيش آمده و گرنه شيرينى و سفيدى با هم مغايرت ذاتى ندارند و مىشود كه در يك جا مانند شكر سفيد جمع شوند . و غيريّت ذاتى آن است كه منافات ميان دو چيز مستند به ذات خودشان بوده و به اقتضاى خود يك جا جمع نشوند ، مانند نفى و اثبات . گذشتگان فلاسفه غيريّت ذاتى را كه به اصطلاح فلسفه « تقابل » ناميده مىشود چهار قسم قرار داده‌اند : تناقض ، عدم و ملكه ، تضايف ، تضاد ؛ گفته‌اند امرى كه مقابل و مغاير موجود مفروضى است ، يا عدم آن است و يا موجود ديگرى است و در صورت اولى يا ميان موجود و عدم آن