مرتضى مطهرى
849
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ديروز و فرداى مبدأ بر پريروز و پس فرداى آن مقدّمند و همچنين ديروز و فرداى مبدأ ، با هم هستند در حالى كه به حسب حقيقت هر روز پيش از فرداى خودش مىباشد و هيچگاه اجزاى زمان با هم نمىباشند بلكه در واقع تفاوت اجزاى زمان ( چنان كه در مقالهء 10 به ثبوت رسيد ) در امكان و فعليّت « 1 » مىباشد و هر امكان اگر چه علت يا جزء علت وجود فعليت نيست ولى پايهء اوست . پس امكان نسبت به ريشه و هسته بندى وجود نزديكتر از فعليت مىباشد و هر جزء از زمان چون حامل امكان جزء پسين خود است بر آن تقدم خواهد داشت . از بيان گذشته نتيجه گرفته مىشود كه : ( 1 ) . ما صفاتى واقعيتدار به نام « تقدّم » و « تأخّر » و « معيّت » داريم . ( 2 ) . در مورد هر تقدم و تأخر ، يك صفتى لازم است كه متقدم و متأخر با اختلاف در آن شركت داشته باشند به طورى كه هر چه متأخر داشته باشد مقدم نيز داراى آن باشد بدون عكس ، و ما اين صفت را « ملاك » مىناميم ؛ و البته ملاك نيز در موارد مختلفهء تقدم و تأخر مختلف مىباشد چنان كه در مورد تقدّم اجزاى مركّب و اجزاى علت كه « تقدّم طبعى » ناميده مىشود وجود است ، و در مورد تقدم علت تامّه كه « تقدم علّى » نام دارد ضرورت وجود است و در مورد تقدم اجزاى مهيّت كه « تقدم تجوهرى » است تحقق مفهومى است ، و در مورد تقدمى كه اجزاى زمان نسبت به همديگر دارند و يا حوادث به واسطهء انطباق به زمان به يكديگر مىگيرند كه به « تقدم زمانى » معروف مىباشد اصل وجود مبهم مشترك ميان امكان و فعليت است . ( 3 ) . در هر مورد كه تقدم و تأخر وجود دارد لازم نيست كه معيّت نيز وجود داشته باشد چنان كه در تقدم و تأخر علّى و زمانى « 2 » گفته شد كه معيّت معنى ندارد . ( 4 ) . هر متأخر يك نوع عدمى در مرتبهء متقدم خود دارد ؛ به عبارت ديگر با حدود وجودى و خصوصيّات ذاتى خود در مرتبهء علت خود نيست . حدوث و قدم ما نظريهء گذشته را كه در نتيجهء چهارم ايراد كرديم در يك جاى ديگر نيز به كار مىبنديم و آن مورد ، حدوث و قدم مىباشد . ما وقتى كه دو موجود را كه زمان وجود يكى از آنها بيشتر از ديگرى باشد مانند