مرتضى مطهرى
76
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مخصوصاً خطابهء قضائى ؛ يعنى از يك طرف مكاتب فلسفى مختلف كه هر يك نظريهء خاصى دربارهء جهان اظهار مىنمود و عقايد ديگران را ابطال مىنمود پديد آمد ، و از طرف ديگر در اثر يك حادثهء تاريخى كه براى مردم آن سرزمين پيش آمده بود منازعات مالى زيادى واقع مىشد كه كار را به محكمه مىكشانيد و گروهى از دانشمندان به سمت وكالت در محاكم عمومى با حضور جمعى كثير از تماشاچيان به دفاع از حقوق موكّلين خود مىپرداختند و خطابههاى مؤثر ايراد مىنمودند . كار خطابه به تدريج بالا گرفت و اساتيد فن ، كلاسها براى تعليم فن خطابه افتتاح كردند و به تدريس اصول آن پرداختند و از شاگردان اجرت گرفتند و از اين راه ثروت زيادى به چنگ آوردند . اين گروه سعى مىكردند براى هر مدعايى ، اعمّ از حق و باطل ، دليل بياورند و برهان اقامه نمايند و گاهى براى دو طرف دعوا دليل مىآوردند و كم كم كار به جايى كشيد كه معتقد شدند حق و باطل و راست و دروغى در واقع نيست كه گاهى با رأى و نظر انسان مطابقت كند و گاه نكند ، بلكه حق آن چيزى است كه انسان او را حق بداند و باطل آن چيزى است كه انسان او را باطل پندارد ، و به تدريج اين عقيده در ساير امور عالم نيز سرايت كرد و گفتند حقيقت به طور كلى تابع شعور و ادراك انسان است و هر كسى از امور عالم هر چه ادراك مىكند درست است و اگر دو نفر بر خلاف يكديگر ادراك مىكنند هر دو درست است . اين گروه را به واسطهء آنكه در همهء علوم و فنون عصر خود ماهر بودند « سوفيست » مىگفتند ، يعنى دانشمند ، و كلمهء « سوفسطائى » كه شايد صحيحش « سوفسطى » باشد از كلمهء « سوفيست » تعريب شده ولى بعدها اين كلمه را به كليهء كسانى گفتند كه روش فوق را داشته باشند يعنى به هيچ اصل ثابت علمى پابند نباشند ، و اين مسلك را « سوفيسم » نامند . يكى از سوفيستهاى معروف پروتاگوراس ( protagoras ) است . وى مىگويد : مقياس همه چيز ، انسان است . هر كسى هر حكمى كه مىكند مطابق آن چيزى است كه فهميده پس حق است ، زيرا حقيقت غير از آنچه انسان مىفهمد چيزى نيست و چون اشخاص به طور مختلف ادراك مىكنند و چيزى را كه يك نفر راست مىپندارد ديگرى دروغ مىداند و سومى در راست و دروغ بودنش شك مىكند ، پس يك چيز هم راست است و هم دروغ و هم صواب و هم خطا . يكى ديگر از سوفيستهاى معروف گرگياس ( Gorgias ) است . از وى براهينى