مرتضى مطهرى
717
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مثال ديگر : طرفداران ماترياليسم ديالكتيك انقلاب خونين اجتماعى را با اينكه هزاران فجايع و حوادث ناگوار را در بر مىگيرد براى استقرار رژيم سوسياليستى يا كمونيستى كه اجتماع كامل معرفى مىشود تجويز ، بلكه ايجاب مىكنند و البته غايت وى نيز همان آرمان و غايت اجتماع كامل مىباشد . گذشته از اين ، بخش دوم اشكال ( پديدههايى يافت مىشود كه بىفايده هستند ) مغالطهاى است كه در وى از « نمىدانم » ، « نيست » نتيجه گرفته شده . آنچه مسلّم است اين است كه براى اين گونه پديدهها تا كنون فايدهاى كشف نشده و اين جز اين است كه اينها در واقع نيز فايده ندارند . علاوه به اينكه ممكن است آيندهء علم ، فوايدى براى آنها كشف نمايد . بخت خوب و بد ما هر يك از كارهاى خود را براى آرمان و غايتى كه در نظرمان مشخص هست انجام مىدهيم و از طرفى از روى قريحهء مسامحه كه در زندگى داريم پيوسته « غالب » را به جاى « دائم » و « كلّى » مىگذاريم و از طرف ديگر البته براى رسيدن به هر مقصدى به حسب « غالب » راهى ويژه وجود دارد و آن همان كار و فعاليتى است كه انسان را به آرمان و غرضى كه در پايانش مشخص بوده و قرار گرفته مىرساند . مثلًا براى رسيدن به آب در زمين خشك ، كندن چاه لازم است و براى رسيدن به سرمنزل ، پيمودن راه مىخواهد و براى بردن سود ، بايد داد و ستد نمود و . . . پايان هر يك از اين راهها غايت و آرمان خود آن مىباشد : غايت كندن چاه ، رسيدن به آب و غايت پيمودن راه ، رسيدن به سر منزل مقصود و غايت داد و ستد ، بردن سود مىباشد ، همهء اينها به حسب غلبهء وقوع . اكنون اگر كسى چاهى كند و به گنجى رسيد و يا به سنگى مصادف شد كه رنج او را بيهوده ساخت و يا كسى در يك معاملهء كوچكى به جاى هزار ريال سود صد هزار ريال سود برد و يا همهء ثروت خود را به زيان گذاشت و همچنين . . . در اين گونه موارد غايتى پيش آمده كه غايت فعل و معلول كار نبوده و چون براى هر حادثه علتى اثبات مىنماييم طبعا در همين جا نيز علتى مجهول الهويّه اثبات مىكنيم ( بخت خوش و بخت بد يا بخت سياه و بخت سفيد ) . و از اين روى كسى را كه در تلاش عادى خود يا بىكوچكترين تلاش با غايتها و پيشامدهاى شيرينى روبرو مىشود « خوشبخت » مىناميم و كسى را كه پى در پى با حوادث تلخ و ناگوارى روبرو مىشود « بدبخت » مىشماريم . و در آثار گذشتگان از براى اين موجود خرافى ، اندام مخصوص و در خصوص