مرتضى مطهرى
715
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
جهان را اتفاقى و مخلوق از عدم مىدانند ( يعنى بىعلت مادى سابق ) و همچنين خدا را موجود اتفاقى مىدانند ( يعنى بىعلت فاعلى ) و همچنين اعتقاد به معجزه ، قول به اتفاق و استثناست ( يعنى نقض كليت قانون علت و معلول ) و همچنين اثبات اختيار در افعال افراد مستلزم اثبات اتفاق مىباشد ( يعنى نفى جبر علت ) . چنان كه از اين سخنان پراكنده كه نشان داديم پيداست اين گروه از اسم « اتفاق » معنى حقيقى او را ( غايت غير مرتبط به علت فاعلى ) گرفته و معنى ديگر ( فعل بىفاعل يا ماده ) به وى دادهاند و به اين اندازه نيز نساخته و متافيزيك را با قول به وجود اتفاق متهم داشته و اين نسبت ناروا را دادهاند با اينكه به گواهى مثالهايى كه صدها امثال آنها در مطالب علمى و فلسفى و محاورات روزانه از اين گروه سر مىزند صد در صد مثبت وجود « اتفاق » مىباشند ! به هر حال شبههاى كه دامنگير ماديين گرديده اين است كه : حوادث عمومى كه با همديگر جور آمده و توافق نشان مىدهند مانند دارا بودن كرهء زمين به مواد و حوادثى زمينى و فعل و انفعالهاى جوّى مانند حوادث آسمانى و فصول اربعه و دورى و نزديكى و ساير اوضاع زمين نسبت به خورشيد و ستارگان كه يك رشته حوادث منظم و مرتبط به هم نتيجه مىدهد و در نتيجه انواع موجودات زمينى از نبات و حيوان و انسان استفادههاى شايانى در بقاى خود از آنها مىنمايند ، و همچنين تجهيزاتى كه انواع اين موجودات در ساختمان وجود خود داشته و به واسطهء آنها تصرفاتى در مواد خارجى نموده و افعالى به نفع بقاى خود انجام مىدهند و بالاخره همهء توافقهايى كه در نظام طبيعت مشهود بوده و با بقاى انواع موجودات وفق داده و با نفع آنها تطابق مىكند از غير راه غايت گيرى و با فرضيههاى علوم طبيعى از قبيل تنازع بقا ، غلبهء قوى و تبعيت محيط و جز آنها قابل توضيح بوده و نيازى به دستگاه غايت در آفرينش نيست . به چه دليل مىتوان گفت و از چه راه بگوييم كه جهان پهناور هستى با نظام شگفتآور خودش از براى انسان ناچيز آفريده شده و يا اينكه جهان به استثناى انسان براى حيوانات ديگر به وجود آمده است و همچنين . . . بلكه از روى فرضيههاى علمى ، جهان هستى تودهء انبوهى است از انرژى كه با تراكم گروهى از خود اجزاى اتمى ماده را به وجود آورده و با تركيب اجزاى اتمى ، عناصر را و با تركيب عناصر ، اجسام بيشمارى را تهيه نموده و با حركت و تحول عمومى ، پيوسته صور و خواص آنها در تغيير مىباشد . آنگاه هر پديدهاى كه اجزاء ساختمانش يا خواص آنها با هم وفق نمىدهد يا با خارج از خود و قوىتر از خود برخورد مىكند به زودى از ميان مىرود و پديدههايى كه قابل بقا و خالى از معارضه مىباشند به زندگى خود با تناسل يا بىتناسل ادامه مىدهند . با اينهمه اينها نيز از