مرتضى مطهرى

68

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

علتش اين است كه ساير علوم روى فرضيه‌هايى كار مىكنند كه با پيشرفت و توسعهء تجربه تحول پيدا مىكند ولى فلسفه روى بديهيّات كار مىكند و نظر علمى ثابت نتيجه مىدهد و گواه اين سخن اين است كه در جاهايى كه مقدمات خود را از علوم مىگيرد مانند فلكيّات و جواهر و اعراض و بحثهاى ديگر ، او نيز مانند علوم با تحول فرضيه‌ها متحول مىشود . نغزتر اينكه اين دانشمندان همين سخن را ( ماترياليسم ديالكتيك با تحول علم متحول است ) به عنوان يك نظر ثابت غير متحول ( به بن بست رسيده ) به ما مىفروشند . نكتهء 2 از بيانى كه در رابطهء فلسفه با علوم گذشت دستگير مىشود كه : ( 1 ) . علوم از راه اثبات وجود موضوع به طور كلى نيازمند به فلسفه مىباشند . ( 2 ) . نظر فلسفه با نظرهاى ساير علوم از راه اطلاق 1 و تقييد ، عموم و خصوص مختلف مىباشد ؛ به اين معنى كه بحث مادى اثبات وجود مادى و نفى وجود مادى مىكند نه مطلق وجود ، زيرا كاوش هر علم در اطراف موضوع بحث خويش خواهد بود پس در صورتى كه موضوع وى مادى بوده باشد نفى و اثبات وى از ماده تجاوز ننموده و حق تعرض به غير ماده نفياً و اثباتاً نخواهد داشت به خلاف فلسفه كه نظر وى اطلاق داشته و به يك موجود مخصوصى مقصور نيست .