مرتضى مطهرى
671
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
معلول ، عين استقلال و تماميت وجودى علت است » زيرا معلول در وجود ضرورى خود كه به واسطهء آن ، صفت « واقعيت » را به خود گرفته و « لا واقعيت » را مىراند متكى به علت يعنى به استقلال وجود ضرورى علت مىباشد ، پس معلول با استقلال علت مستقل است نه با استقلالى ديگر ؛ يعنى علت و معلول دو مستقل هستند با يك استقلال . اين نظريه با بيانى كه ايراد شد در فلسفهء عاليه به خوبى روشن است و البته از سطح گفتگو و بحث اين اصول مقدماتى بالاتر است . از براى دريافتن اين نظر بايد - چنان كه در مقالهء هفتم گذشت - مهيت را از وجود تميز داده و قصر نظر به وجود نموده و وارد بحث شد و اما كسى كه وجود را مساوى ماده قرار داده و در راه كنجكاوى فلسفى در هر گامى مىافتد و بر مىخيزد و در هر لحظه مىميرد و زنده مىشود و در مورد هر نسبت و صفت عمومى مانند وحدت و كثرت و تقدم و تأخر و قوه و فعليت و جز آنها پوزش پس از پوزش يا مكابره پى مكابره مىآورد ، چنين كسى در اين موارد نبايد نظرى بدهد . ( 8 ) . چنان كه در مقالهء هشتم تذكر داديم سلسلهء علت تامّهء يك معلولى نمىتواند تا لانهايت رفته و در جايى وقوف نكند و ما اين نظريه را در فلسفهء عاليه با يك بيان روشنى كه از احتياج وجودى معلول و استقلال علت گرفته شده بيان نمودهايم . ( 9 ) . دو علت مستقل و جدا از هم در يك معلول نمىتواند تأثير كند چنان كه يك علت با يك عليت و تأثير نمىتواند در دو معلول تأثير كند 1 زيرا رابطه و سنخيت