مرتضى مطهرى

50

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

جوهريّهء اجسام را استخراج نموده و صراحتا اظهار مىدارند كه در اين تركيبات مستخرجه از عمليات شيميايى ابدا حضور و وجود خدا را نمىتوان مشاهده و ادراك كرد ، و از طرف ديگر « حكماى الهى » در ميان يك توده كتب قديمه و نسخه‌هاى خطى كه از گرد و غبار پوشيده شده‌اند نشسته و در حالتى كه لاينقطع با كمال شوق و رغبت به كنجكاوى و تفتيش محتويات آن كتب و بحث و تحقيق و ترجمه و استنساخ و نقل و استعلام يك سلسله آيات مذهبى و احاديث مختلفه بوده و به عقيدهء خود با رفائيل فرشته همصدا گرديده‌اند اظهار مىكنند كه از مردمك چشم چپ تا مردمك چشم راست پدر جاودانى شش هزار فرسنگ است . » از كتاب مجموعهء لاهوتيّه قدّيس توماس اكوينى « 1 » - كه او را بزرگ‌ترين حكيم قرون وسطى و مظهر كامل حكمت اسكولاستيك « 2 » خوانده‌اند و كتب او نزديك چهار صد سال فلسفهء رسمى حوزه‌هاى علمى و ديانتى اروپا بوده - نقل شده كه قسمتى را به اين بحث اختصاص داده است : « آيا چند فرشته ممكن است در نوك سوزن جا بگيرد ؟ » . دكتر شبلى شميل در جلد دوم مجموعهء فلسفة النشوء و الارتقاء در مقاله‌اى كه تحت عنوان « القرآن و العمران » نگاشته مىگويد : « فلسفه در ميان مسلمين در نهضت اوّلى خود به اقصى درجات ترقى كرد ولى در ميان مسيحيان در اولين برخورد محو و نابود گشت و جميع مباحث آن به استثناى مباحث مربوط به « لاهوت مسيحى » تحريم شد . » در دوره جديد ، حكماى الهى بزرگى از قبيل دكارت و پيروانش پيدا شدند ولى اين دانشمندان هم موفق نشدند كه يك فلسفهء الهى قوى و قانع كننده‌اى به وجود آورند . مسلّماً اگر حكمت الهى همان پيشرفتى كه در ميان مسلمين كرد در اروپا كرده بود اينهمه رشته‌هاى فلسفى متشتّت و متفرق به وجود نمىآمد ، نه ميدان براى خيالبافى سوفسطائيان باز مىشد و نه براى اظهار نخوت و غرور ماديين ، و بالاخره نه