مرتضى مطهرى
479
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يك نوع ارتباط فكرى خاصى كه بين انسان و موضوع آن علم بايد برقرار شود و بديهى است كه نوع ارتباط فكرى بين انسان و شيئى از اشياء بستگى دارد به نحوهء وجود و واقعيت آن شئ ؛ مثلًا اگر شيئى از نوع اجسام است ناچار بايد ارتباط جسمانى و مادى بين انسان و آن شئ برقرار شود و احساس و آزمايش عملى همان ارتباطات مادى است كه دستگاه فكر با اشياء پيدا مىكند ، و اگر آن شئ وجود نفسانى دارد بايد به مشاهدهء حضورى و نفسانى كه يگانه وسيلهء ارتباط ذهن با آن شئ است پرداخته شود ، و اگر آن شئ كيفيت عقلانى دارد يعنى حقيقتى است كه عقل با اعمال قوهء انتزاع آن را يافته است بايد با سبك قياس و برهان و تحليل عقلانى مورد بررسى قرار گيرد . از اينجا نقش مهمى را كه موضوعات علوم در علوم دارند مىتوان دريافت زيرا از آنچه در اين مقدمه گفته شد معلوم شد كه اولًا استقلال و امتياز يك علم از علم ديگر و ثانياً اختصاص اصول متعارفه و موضوعهء آن علم به آن علم و ثالثاً اختصاص اسلوب تحقيق خاص آن علم به آن علم ناشى از ناحيهء موضوع آن علم است . پس موضوع هر علم و فنى نمايندهء استقلال و تعيين كنندهء روش و اسلوب تحقيق و منشأ اختصاص اصول متعارفه و مبانى اوليهء آن علم به آن علم است . اسلوب و روش تفكر در فلسفه بعد از شناختن موضوع فلسفه و بعد از دانستن اينكه دستگاه فكر اين مفهومى را كه موضوع فلسفه است از چه راه و به چه كيفيتى نائل مىشود و دانستن اينكه اسلوب و روش تفكر هر علم و فنى بستگى دارد به نحوهء حصول و واقعيتى كه آن موضوع براى ذهن دارد ، دانسته مىشود كه اسلوب فكرى فلسفى بايد چه اسلوبى باشد . در مقالهء 5 كه كيفيت پيدايش مفاهيم را براى ذهن بيان كرديم و نظريهء « حسيون » و « عقليون » را بيان و انتقاد نموديم ثابت كرديم كه مفهوم وجود و موجود كه موضوع اصلى مسائل فلسفه است و همچنين مفاهيم فلسفى ديگرى مانند وحدت و كثرت و غيره صرفاً عقلانى هستند يعنى مفاهيمى هستند كه ذهن از راه هيچ حس خارجى يا داخلى قادر به نيل به آنها نيست بلكه با يكى از عالىترين اعمال عقلانى آنها را نائل شده است ( رجوع شود به مقالهء 5 ) و بديهى است كه بررسى و كنجكاوى دربارهء