مرتضى مطهرى
466
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
لازم است قبلًا ذهن خوانندهء محترم را متوجه اين نكته سازيم كه مبحث مورد نظر اين مقاله كه شامل يك رشته مسائل به نام « مسائل وجود » است فصلى است كه حكماى اسلامى در دورههاى اخير در فلسفه باز كردهاند و با اهتمام زياد به بحث و تحقيق در اطراف مسائل آن پرداختهاند و اين طبقه از حكما اين مبحث را اساسىترين مباحث فلسفه به شمار آوردهاند زيرا به عقيدهء آنها اصول و قواعد اصلى فلسفه كه به منزلهء « مفتاح حل » ساير مسائل فلسفى است در اينجا به دست مىآيد و در ساير مباحث با داشتن اين مفتاحها مىتوان توفيق حاصل كرد و نتايج قطعى به دست آورد . البته بحث در « وجود » سابقهء ممتد و طولانى دارد و همهء مكاتب فلسفى يونان قديم هر يك طبق سبك خويش در وجود بحث كردهاند و علت اينكه ارسطو در دائرة المعارف خود يك قسمت را كه بعدها به نام « متافيزيك » يا « فلسفهء اولى » يا « علم اعلى » معروف شد مجزا كرد و به يك رشته مسائل معين اختصاص داد همين بود كه اين مسائل بر محور وجود مىچرخد و بحث از وجود است در مقابل ساير قسمتها كه هر يك از آنها بحث از موضوع خاص ديگرى است . ارسطو در مقالهء جيم رسالهء ما بعدالطبيعه كه به « كتاب حروف » معروف است تصريح مىكند كه مباحث اين قسمت در خور هيچيك از علوم طبيعى يا رياضى نيست زيرا موضوع بحث اين قسمت يك معنايى است اعم از موضوعات طبيعى و رياضى و غيره . مترجمين عربى ، آن معناى اعم را در ترجمهء كتابالحروف به كلمهء « هويّت » ترجمه كردهاند و بعدها حكماى اسلامى به جاى كلمهء « هويت » كلمهء « موجودات » را استعمال كردهاند و شايد اول كسى كه با اين تعبير مطلب را ادا كرده است ابو نصر فارابى در رسالات خويش است . به هر حال دانشمندان شرق و غرب اين معنى را به طور مسلّم منتسب به ارسطو مىدانند كه فلسفهء اولى و علم كلى كه شامل كلىترين مسائل است بحث از وجود و موجود است و موضوع آن « وجود مطلق » است . عليهذا بحث در وجود سابقهء ممتد و طولانى دارد بلكه اساساً فلسفهء اولى بحث از وجود است . ولى مسائلى كه در فلسفهء اسلامى به نام « مسائل وجود » خوانده مىشود و در يك فصل عليحده جا داده مىشود و اين مقاله به طور جداگانه به آنها اختصاص داده شده يك عده مسائل مخصوصى است كه تا آنجا كه ما جستجو كرده و اطلاعاتى به دست