مرتضى مطهرى
454
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
سيراب كننده را به آب مىدهيم و پس از آن نسبت « وجوب » را ميان خود و حركت ويژهاى كه تأمين خوردن آب را مىتواند بكند مىگذاريم و در اين هنگام قوهء فعاله است و حركت خودش ( كار مخصوص ) . و اگر چنانچه اين دستگاه تطبيق و توسيط وجوب نبود علوم و ادراكات حقيقى كه در مورد آب داريم فعل را به وجود نمىآورد نه روزى كه انسان اولى و يا كودك بوده و اسم آب را نيز نمىدانستيم و تنها آب مىديديم و نه روزى كه به ما گفتند آب تنها عنصرى است كه همهء جهان از وى تركيب يافته و نه روزى كه از يونانيها شنيديم كه آب يكى از چهار عنصر مىباشد و نه روزى كه به ثبوت رسيد كه آب نيز مانند ساير مركبات مركب بوده و از آميزش اكسيژن و هيدروژن به نسبت 33 % و 66 % به وجود آمده است . و همچنين اگر از اجزاء همان دستگاه تطبيق و توسيط وجوب ، به عنوان آزمايش يكى را كم كنيم فعاليت قوهء فعاله سپرى خواهد شد مثلًا اگر چنانچه جهاز تغذى ، تشنگى را احساس نكند يا تشنگى را احساس كرده ولى به واسطه سرگرمى به جاى ديگر به ياد سيراب شدن نيفتد يا به ياد سيراب شدن نيز بيفتد ولى به واسطه محذور مزاجى يا خارجى سيراب شدن را فعلًا لازم نبيند يا همهء آنها را داشته ولى به واسطهء نبودن آب مثلًا نسبت وجوب را ميان خود و فعل خود ( حركت مخصوص ) برقرار نكند حركت و فعاليت به وجود نخواهد آمد . و از اينجا روشن خواهد بود كه انسان پس از ادراك وجوب فعل در انجام دادن حركت و فعاليت خود هيچ گونه توقف نخواهد داشت چنان كه در مواردى كه ملكهء كارى را داشته باشيم ، مانند ملكه تكلم ، هيچ گونه نيازى به فكر نداريم و خاصه در چيدن حروف پس از آغاز تكلم و همچنين در جاهايى كه مربوط به مورد فعل به واسطهء عوارض محلى مخصوص جز يك فكر در متخيله پيدا نشود مانند كسى كه نورزيده بالاى پايهء پنجاه مترى يا منارهء بسيار بلند ، خود را ببيند ، بديهى است كه از هول جان ، فكرى بجز تخيل افتادن نخواهد داشت و در نتيجه سقوط خواهد كرد و يا مانند كسى كه دفعتا شير شرزهاى را در برابر خود ببيند ، اگر فكر فرار كردن به مغزش بيفتد ناچار بىتوقف فرار خواهد كرد و اگر تصور مهابت شير دلش را فرا گيرد زمينگير شده و فرار بلكه پاى فرار را فراموش خواهد نمود و اگر فكر مقصد شير و تعرض و عدم تعرض وى دهشت زدهاش كند مسخّر وى گرديده و به اصطلاح « مستسبع » شده و به دنبال شير خواهد افتاد . اين گونه حركات عموما افعال اختيارى و ارادى هستند كه در مورد آنها يك فكر بيشتر در برابر چشم قوهء فعاله نيست و در نتيجه نسبت وجوب جايگير شده و انسان از روى اختيار و اراده انجام مىدهد . و گاهى كه انسان در انجام دادن فعل ارادى خود به فكر و تروّى محتاج است ،