مرتضى مطهرى

442

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ملايم قوهء غاذيه كه نوشيدن است انجام دهد ) ولى سّم محلول به واسطهء ورود به معده فعاليت كرده او را بكشد ؛ يا به نور بسيار قوى مانند قرص خورشيد نگاه كرده و قوهء باصره را از كار اندازد و يا با يكى از قوا قوهء ديگرى را خنثى نمايد ؛ مثلًا پلكها را بسته و نگذارد چشم كار كند ، انگشت به گوش گذاشته و نشنود ، ولى هرگز نمىشود انسان يا هر موجود از وجود خود مستقيماً عدم خود را بخواهد يا از قوه‌اى مستقيماً بطلان فعاليت خود قوه را تقاضا نمايد . از اين بيان مىتوان نتيجهء زير را گرفت : اگر چه اعتبارات عامه قابل تغيير نيستند ولى از راه برخى از آنها در مورد برخى ديگر مىشود تصرف نموده و به وجهى اعتبار عمومى را از كار انداخت ؛ يعنى موردى را در دايرهء فعاليت وى دخل داده و مورد ديگر را بيرون كرده و در نتيجه اعتبار عمومى را نسبت به مورد اول خود از كار انداخت . مثلًا زمانى مسافرتهاى طولانى را با چارپا يا كجاوه يا تخت روان انجام مىدادند . كجاوه يا تخت روان يا چارپا براى پيمودن راههاى دور و دراز لازم و خوب بود ولى با پيدايش وسائلى تازه مانند اتومبيل ، راه آهن ، هواپيما ، قاعده « لزوم انتخاب اخف و اسهل » وسيلهء تازه را به جاى كهنه نشانيده و صفت « لزوم » و « خوبى » را از آن گرفته و به اين داده ، البته اصل « خوبى » از ميان نرفت ولى جاى خود را عوض نمود . در هر گوشه و كنارى از اجتماع امروز صدها مثال براى اين گونه تغييرات رسومى ، آدابى ، اخلاقى ، معاملاتى ، تماسهاى اجتماعى مىتوان پيدا كرد . چيزى كه هست اين است كه اصول اعتبارات عمومى پيوسته زنده و سرگرم ادامهء فعاليت بوده تنها موارد و مصاديق آنها جا به جا مىشود و جامعهء بشرى پيوسته به پيشرفت خود در استخدام و استفاده از ماده ادامه داده و سرگرم توسعه و رفع تضييقات زندگى بوده و هر روز صحنه زندگى ديروزى خود را عوض مىكند و اين لازمهء برخورد و فعل و انفعالى است كه اصول اعتبارات در همديگر دارند . و از اين بيان نتيجه گرفته مىشود : « تغيير اعتبارات خود يكى از اعتبارات عمومى است » . تغيير اعتبارات را در بخشهاى زير مىتوان تلخيص كرد : ( 1 ) . منطقه‌هاى گوناگون زمين كه از جهت گرما و سرما و ديگر خواص و آثار طبيعى ، مختلف مىباشد تأثيرات مختلف و عميقى در طبايع افراد انسان داشته و از اين راه در كيفيت و كميت احتياجات تأثير بسزايى مىكنند و همچنين در احساسات درونى و افكار و اخلاق اجتماعى ، و در پيرو آنها ادراكات اعتبارى آنها از هم جدا خواهد بود . مثلًا احتياجات گرما و سرمايى منطقهء استوايى نقطهء مقابل احتياجات منطقهء قطبى بوده و از همين جهت از حيث تجهيزات ، مختلف مىباشند . در منطقهء استوايى در اغلب اجزاء سال براى انسان يك لنگ كه به ميان ببندد لازم ، و