مرتضى مطهرى
440
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
سوى رجحان و اولويت مىگرايد ؛ و اين سخنى است بىپايه و انديشهاى است خام زيرا انسان در اعتباريات عملى خود محكوم طبيعت و پيرو هدايت فطرت و غريزه خود مىباشد و چنان كه در آغاز سخن گفته شد طبيعت و فطرت براى نيل به هدف خود ، انسان را به سوى واقعيت خارج مىكشاند و قواى فعاله و مدركه را با واقعيت خارج ارتباط مىدهد و ادراكى كه خارج به طور اطلاق مىتواند در ظرف وى بگنجد همان علم است و بس . جاى بسى شگفت است اگر چنانچه انسان در مورد عمل ، تنها ظن يعنى طرف راجح را گرفته و انتخاب مىكند آيا خود رجحان را نيز با رجحان تشخيص مىدهد ؟ و همچنين اين رجحانهاى مترتب ، الى غير النهايه مىروند و بالاخره يك طرف نمى تواند ترجيح ( نه ظن ترجيح ) پيدا كند ؟ يا بالاخره به علم مىرسد زيرا اگر در جايى گفتيم كه « راستى راجح است » علم را به كار بردهايم ؟ نكته 2 انسان اگر به وجود چيزى علم داشته باشد تا علم به بطلان وجود وى نرسانيده علم نخستين را معتبر مىدارد و مطالعهء حالات مختلف حيوانات ديگر وجود اين روش را در آنها نيز تأييد مىكند . و اگر وجود چيزى كه كردنى است يا نكردنى ، در ميان دو چيز مردّد شود ، به فعل هر دو طرف يا ترك هر دو طرف مبادرت مىورزد . و اگر وجود چيزى را نداند ، ترتيب آثار وجود وى را به مورد نمىدهد . و اگر چيزى ميان كردنى و نكردنى ( خير و شر ) مردد شود توقف خواهد كرد . ( چهار اصل « استصحاب ، احتياط ، برائت ، توقف » به اصطلاح فن اصول ) . و چون در جاهاى ديگر در اطراف اين چهار اصل بحثهاى وافى شده از دامنه دادن گفتگو در اين مقاله دربارهء آنها خوددارى مىشود . خاتمه اين بحث و گفتگوها اعتبارات عمومى كه سخنان گذشتهء ما در پيدايش آنها بود منحصر به پنج اعتبارى كه شمرده شد ( وجوب ، حسن و قبح ، انتخاب اخف و اسهل ، استخدام ، عمل علم ) نمىباشد بلكه اعتبارات ديگرى نيز مىتوان يافت كه جنبهء عموميت داشته باشند چنان كه اعتبار اختصاص و اعتبار فايده و غايت در عمل از اعتبارات عامه هستند زيرا اگر انسان را تنها در حال انفراد فرض كنيم در هر استفاده كه از