مرتضى مطهرى

367

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

پاسخ وصف مزبور ( تغيير ) مخصوص به يك سلسلهء ويژه‌اى از معلومات و ادراكات است كه مطابق خارجى آنها اجزاء اجتماعى است كه خودمان به وجود مىآوريم و ناچار با تغييراتى كه خودمان در اجزاء و شرايط اجتماع ايجادى خودمان مىدهيم ادراكات ويژهء آنها تغيير مىپذيرند . اما يك سلسله ادراكاتى كه مطابق آنها خارج از ظرف اجتماع مىباشد و با فرض وجود و عدم انسان مجتمع يا هر جانور زندهء اجتماعى به وصف تحقق و وجود موصوفند يعنى بود و نبود حيوان مدرك در واقعيت آنها مؤثر نمىباشد آنها با اختلاف محيط زندگى و تربيت و تلقين اختلاف پيدا نمىكنند . توضيح كامل اين مطلب به بيان مبسوط ترى نيازمند است كه در مواد علوم و ادراكات از طريقهء ديگر و راه تازه‌ترى به جستجو و بررسى پرداخته و علوم و ادراكات حقيقى و اعتبارى را مورد بحث و كنجكاوى قرار داده و كيفيت مطابقت آنها را با خارج خود و خواص ديگرشان را روشن سازيم و از اين روى ناچاريم در همين جا اين مقاله را خاتمه داده و مقالهء ديگرى را آغاز كنيم . مسائلى كه اين مقاله به ثبوت آنها پرداخته به شرح زير است : ( 1 ) . هر علم حصولى در مورد خود يك علم حضورى دارد . ( 2 ) . ما به نفس خود و قوا و افعال ادراكى خود و همچنين به نحوى به محسوسات اوّلى خود علم حضورى داريم و هر علم حصولى از اين علوم حضوريه سرچشمه مىگيرد . ( 3 ) . علوم و ادراكات منقسم مىشوند به تصورات و تصديقات ، و تصورات منقسم مىشوند به دو قسم : مهيّات و اعتباريّات . ( 4 ) . در مورد مهيات ، كنه معلوم بر ما معلوم است . ( 5 ) . مفاهيم اعتباريه پس از مهيات ، معلومند . ( 6 ) . مفاهيم اعتباريه را ابتداً با « نسبت » و پس از آن با « معناى مستقل » به دست مىآوريم و در همه حال حكايت آنها از خارج بالعرض مىباشد . ( 7 ) . مقدار زيادى از تصورات به حسب حقيقت ، قضيه هستند و بالعكس . ( 8 ) . انقسام به سوى حقيقت و اعتبار چنان كه در تصور هست در تصديق نيز هست . ( 9 ) . مفاهيم ، كثرت و انقسام ديگرى از راه بساطت و تركّب دارند . 10 . مهيات را به وسيلهء تحديد منطقى بايد شناخت .