مرتضى مطهرى

325

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

منطق و فلسفه و غير آنها نموده‌اند كه براى يك نفر متفكر هشيار خنده آور مىباشد 1 ، چنان كه برخى از آنها گذشته و برخى نيز خواهد آمد و ريشهء همهء آنها موضوع مسامحه در تحديد است . اشكال مىتوان در بيان گذشته خرده‌گيرى كرده و گفت كه مقصود نفى صحت مطلق تعريف و تحديد نيست بلكه منظور اين است كه بحث از احكام موضوعى متوقف به شناختن حد مركّب از جنس و فصل نمىباشد و اين روش بجز مشاجره‌هاى عقلى بى نتيجه ، نتيجه‌اى ندارد . بلى ، بهترين روشى كه در اين باره مىتوان اتخاذ كرد روشى است كه منطق ديالكتيك نشان مىدهد و آن اينكه : نظر به اينكه هر پديدهء مادى نتيجهء پديده‌هاى غير متناهى مادى است كه با فعل و انفعال‌هاى خود كه در صراط تحول و تكامل انجام داده‌اند پديدهء فعلى را به وجود آورده‌اند هيچ پديده‌اى وجود منفصل نداشته و مربوط به يك رشته تحول و تكامل مىباشد و در حال كنونى نيز در تحول و سرگرم پيمايش راه تكامل است و در هر يك از منازل گذشته نيز خودنمايى داشته ، پس مهيت پديدهء كنونى « همهء سلسلهء حوادث مربوطه » مىباشد . چون تصور سلسلهء غير متناهيه حوادث براى ما محال است پس اگر تاريخچهء پيدايش وى را تا آنجا كه مقدور ماست به دست آوريم به واقعيت پديدهء نامبرده نزديكتر خواهيم شد . پس معرف حقيقى هر چيزى تاريخچهء پيدايش و زندگى متحول و متكامل وى مىباشد و اين روش ، پسنديدهء همه دانشمندان امروزه است و ماديين نيز طبق منطق ديالكتيك خود همين روش را معمول داشته و حوادث روحى را نيز از راه نامبرده تعريف و تعليل كرده و ريشهء هر پيشامد مادى و روحى را در ميان پيشامدهاى گذشته جستجو نموده و به دست مىآورند . پاسخ اين نظريه را ( معرّف هر چيز تاريخچهء پيدايش و زندگى وى مىباشد ) فلسفه