مرتضى مطهرى
320
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وسائل علمى كنونى اگر چنانچه در مورد همهء موجودات هم جرأت نكند ، در غالب موجودات مىتواند به طبيعت سند كنترات داده و خود متكفل ايجاد و اداره و تنظيم موجودات گردد و پيشرفت شگرف علم نسبت به آينده مىتواند نويد كلى و قطعى بدهد ، پس استقلال دانش امروزه و توانايى وى به ايجاد موجودات حقيقى به وسيلهء چيدن و به هم زدن ماده ، دليل قطعى مىباشد كه بجز ماده با تركيبات گوناگون چيز ديگرى در ميان نيست . پاسخ چنان كه بيان كرديم علوم طبيعى فقط خط سير ماده را مىتواند تشخيص بدهد و اما يكى كردن ماده و حوادث مختلفه به طور كلى ، هنوز دستگير آنها نشده و چنان كه گفته شد هيچگاه نخواهد شد . ملخّص سخن به بيان ديگر اينكه ما در خارج واحدهاى حقيقى در لباس اختلاف داريم . هنگامى كه آنها را تجزيه مىكنيم اجزاء و اجزاء اجزاء پيش آمده و پاى تجزيه به جايى مىرسد كه اگر يك قدم ديگر بيشتر بگذاريم موضوع از ميان مىرود ( بسايط ) . دوباره اگر به طور قهقرى برگشته و تركيب نماييم صورت نخستين پيدا مىشود . در اين جايگاه كه در حقيقت مرز وجود و عدم موضوع مىباشد دو احتمال داريم : يكى اينكه صورت مورد تجزيه و تركيب ( واحد انسان مثلًا ) همين تركيب مخصوص ماده بوده باشد ، ديگر اينكه موجود ديگرى بوده باشد غير از ماده كه ملازم و همراه ماده و تركيب بوده و يك نوع بستگى به ماده دارد . البته روشن است تا احتمال دومى را به طريق فنى ابطال نكنيم احتمال اولى تعيّن پيدا نخواهد كرد و نيز روشن است كه مجرد حصول عند الحصول و زوال عند الزوال دليل وحدت و عينيت نخواهد بود زيرا احتمال ملازمهء وجودى در ميان است . و علوم طبيعى كارى كه كرده سير ماده را به حسب تجزيه و تركيب از اين سر تا آن سر روشن نموده و به سر دو راه رسانيده يعنى در نفى اختلافات خارجى حقيقتاً يك قدم نيز فراتر نگذاشته . درباره اين اختلافات ، آخرين نظرى كه فلسفه از آخرين سلوك برهانى خود استنتاج كرده در مقالهء « قوه و فعل » خواهد آمد . اينك به بخش 1 دوم اشكال مىپردازيم : پاسخ وى از سخنانى كه در مقالهء 3