مرتضى مطهرى
30
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آنچه با كتاب حاضر - نسبتاً - ارتباط بيشترى دارد و بعلاوه كمتر دربارهء آن گفتگو شده است يك معرفى اجمالى از فلسفهء اسلامى از سه قرن و نيم پيش تا كنون است كه متأسفانه كما هو حقّه هنوز در جهان معرفى نشده است و قهراً از طرف طبقهء جوان و تحصيل كردههاى جديد خودمان نيز كه معمولًا اطلاعاتشان در اين زمينهها از طرق اروپايى است توجهى كه مىبايست به آن نشده است . اين فلسفه كه موسوم است به « حكمت متعاليه » به وسيله صدر المتألّهين شيرازى مشهور به ملّا صدرا در قرن يازدهم هجرى تأسيس شد و از آن به بعد محور تمام تعليمات فلسفى در ايران تحقيقاتى بود كه اين دانشمند در مسائل مهم فلسفى به عمل آورده است . تحقيقات صدر المتألّهين بيشتر در فلسفهء اولى و حكمت الهى است . ملّا صدرا آنچه در اين زمينه از قدماى يونان و بالاخص افلاطون و ارسطو رسيده بود و آنچه حكماى بزرگ اسلامى از قبيل فارابى و بو على و شيخ اشراق و غيرهم توضيح داده بودند يا از خود افزوده بودند و آنچه عرفاى بزرگ با هدايت ذوق و قوّت عرفان يافته بودند به خوبى هضم كرد و از نو اساس جديدى را پى ريزى كرد و آن را بر اصول و قواعدى محكم و خلل ناپذير استوار كرد و از جنبهء استدلال و برهان ، مسائل فلسفه را به صورت قواعد رياضى در آورد كه هر يك از ديگرى استخراج و استنباط مىشود و به اين وسيله فلسفه را از پراكندگى طرق استدلال بيرون آورد . از زمان ارسطو كه بر خلاف نظريات استادش افلاطون قيام كرد پيوسته دو مكتب و دو مشرب فلسفى به موازات يكديگر سير مىكرد كه افلاطون و ارسطو هر يك نمايندهء يكى از اين دو مشرب فلسفى بودند و در هر يك از دورهها هر يك از اين دو مشرب فلسفى پيروانى داشتند . در ميان مسلمين نيز اين دو مشرب به نام « مشرب اشراق » و « مشرب مشّاء » معروف بود و دو هزار سال مشاجرات فلسفى بين اين دو دسته ، چه در يونان و چه در اسكندريه و چه در ميان مسلمين و چه در اروپاى قرون وسطى ، ادامه داشت ولى صدر المتألّهين با اساس جديدى كه از نو پى ريزى كرد به اين مشاجرات دو هزار ساله خاتمه داد به طورى كه بعد از او ديگر مكتب اشراق و مكتب مشّاء در مقابل يكديگر معنا ندارد و هر كس كه بعد از وى آمده و به فلسفهء وى آشنايى پيدا كرده مشاجرات دو هزار سالهء اشراقى و مشّائى را خاتمه يافته ديده است . فلسفهء صدر المتألّهين علاوه بر آنكه از جنبههايى بديع و بىسابقه است ، نتيجهء