مرتضى مطهرى
250
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
الْأَفْئِدَةَ » استفاده مىكند كه آغاز نقش بستن علوم و معارف بر لوح ضمير انسان از مجراى حواس است . سپس به طور تفصيل وارد اين مطلب مىشود و ابتدا به صورت اشكال مىگويد : « تصورات و تصديقات يا بديهى هستند يا نظرى و البته نظريات بايد از بديهيات كسب شوند ، پس مىبايست بديهيات قبل از حصول نظريات در ذهن وجود داشته باشند و در اينجا اين سؤال يا اشكال پيش مىآيد كه آيا خود بديهيات از كجا پيدا شدهاند ، آيا از آغاز خلقت همراه بودهاند يا آنكه بعد پيدا شدهاند ؟ شقّ اول يقيناً باطل است زيرا ما مىدانيم كه جنين در رحم مادر به هيچ « بديهى » علم ندارد مثلًا نمىداند كه « اجتماع نقيضين محال است » يا اينكه « كل ، اعظم از جزء است » ؛ و بنا بر شق دوم لازم مىآيد كه بديهيات نيز كسبى باشند و اگر كسبى باشند مىبايست از علوم ديگر اكتساب شوند و لازمهء اين مطلب اين است كه تمام بديهيات مفروضهء ما نظرى باشند و بعلاوه اين رشته تا بى نهايت پيش خواهد رفت و به جايى نخواهد رسيد . » فخر رازى پس از ذكر اين اشكال مىگويد « اين اشكالى است بسيار قوى » و خودش اينطور از اشكال جواب مىدهد : « شق دوم را اختيار مىكنيم و قبول مىكنيم كه بديهيات در آغاز نبودهاند و بعد حاصل شدهاند و لازمهء اين مطلب ، كسبى و نظرى بودن نيست زيرا حصول بديهيات با اعانت حواس سمعى و بصرى انجام مىيابد نه از راه كسب و نظر و استدلال . » سپس به تفصيل بيشترى در اطراف اين جواب مىپردازد و آن تفصيل ، خالى از نقصان هم نيست . اين بود نظريهء دانشمندان اسلامى در اين خصوص ، ولى در عين حال در نظريهء اين دانشمندان يك قسمت مهم ديگر تاريك است و آن قسمت مربوط به كيفيت انتزاع بديهيات اوليه عقليه از محسوسات است . اين دانشمندان با اينكه تصريح كردهاند كه عقل قادر نيست تصورى را از پيش خود ابداع نمايد و حتى بديهيات اوليهء تصوريهء منطق كه موضوعات غالب مسائل فلسفهء اولى را تشكيل مىدهند امورى انتزاعى هستند ، كيفيت انتزاع اين مفاهيم و اينكه ذهن چگونه عمل مىكند و از چه راه و به چه