مرتضى مطهرى

237

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مقدمه هيچ فنى به اندازهء فلسفه به تجزيه و تحليلهاى عقلانى نيازمند نيست و فلسفه نيز با هيچ چيز ديگر به اندازهء اين تجزيه و تحليلها سر و كار ندارد و همين امر موجب شده كه مسائل فلسفه بالطبع داراى يك نوع غموض و اعضال بوده باشد . نيازمندى شديد فلسفه به منطق نيز از همين جا سرچشمه مىگيرد . سر و كار داشتن زياد فلسفه با تجزيه و تحليلهاى عقلانى ، حكما و بالاخص حكماى جديد اروپا را متوجه اين نكته ساخت كه قبل از ورود در حل و فصل و تجزيه و تحليل معضلات فلسفى بايد انسان و افكار و ادراكات و طرز اعمال ذهنى و عقلانى انسان را مورد بررسى و مطالعه قرار داد ، تا آنجا كه بعضى يكباره معتقد شدند كه : « فلسفه خود انسان است » . اين توجه ، توجه بسيار بجا و به موقعى است و ضمناً اهميت شگرف و عظيم منطق را كه بخشى از اين قسمت است روشن مىسازد . در اين كتاب نيز اين اصل كاملًا مورد توجه و عنايت واقع شده و قبل از هر چيز ، ادراكات و طرز اعمال ذهنى و عقلانى انسان با يك روش مخصوص به خود اين كتاب