مرتضى مطهرى

182

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

« من از بعضى اجسام ادراك گرمى مىكنم و چنين مىپندارم كه آنها همان گونه گرمى دارند كه من در وجود خود دارم و حال آنكه آنچه را مىتوانم معتقد شوم اين است كه در ذات آتش چيزى هست كه در وجود من ايجاد حس گرمى مىكند اما از اين احساس نبايد دربارهء « حقيقت اشياء » عقيده اتخاذ كنم زيرا ادراكات حسى در انسان تنها براى تميز سود و زيان و تشخيص مصالح وجود است و وسيلهء دريافت حقايق نيست . » دكارت از احوال جسم فقط شكل و بعد و حركت را كه به عقيدهء او اينها معقول و فطرى هستند و از راه حس به دست نيامده‌اند « حقيقى » مىداند اما ساير حالات جسم را كه « خواص ثانويه » مىنامد يك سلسله صور ذهنى مىداند كه در نتيجهء يك سلسله حركات مادى خارجى و ارتباط انسان با خارج و ذهن پديد مىآيند ، مانند رنگ و طعم و بو و غيره . وى گفته است : « بعد و حركت را به من بدهيد جهان را مىسازم . » مرحوم فروغى مىگويد : « دكارت به وجه علمى باز نمود كه محسوسات انسان با واقع مطابق نيست ، فقط وسيلهء ارتباط بدن با عالم جسمانى است و تصويرى از عالم براى ما مىسازد كه حقيقت ندارد ، حقيقت چيز ديگرى است ؛ مثلًا گوش آواز مىشنود اما صوت حقيقت ندارد و اگر سامعه واقع را درك مىكرد فقط حركاتى از هوا يا اجسام ديگر به ما مىنمود . » و نيز مىگويد : « دكارت فقط همان مفهومات فطرى را اساس علم واقعى مىداند . » دكارت مىگويد : « تصوراتى كه در ذهن ماست سه قسم است : نخست « فطريات » يعنى صورى كه همراه فكرند يا تحولات فكرى يا قاعدهء تعقل مىباشند . دوم « مجعولات » يعنى صورى كه قوهء متخيله در ذهن مىسازد . سوم « خارجيات » يعنى آنچه به وسيلهء