مرتضى مطهرى

178

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

چنان كه مىدانيم ارسطو « منطق » را كه ميزان و مقياس درست فكر كردن است به همين منظور تدوين نمود و در فن برهان منطق نتيجهء برهان را « يقين » يعنى ادراك مطابق با واقع دانست و براى تحصيل يقين به وسيلهء برهان ، به كار بردن محسوسات و معقولات هر دو را معتبر شمرد يعنى هم براى ادراك حسى و هم براى ادراك عقلى ارزش يقينى قائل شد و پايهء فلسفهء جزمى ( دگماتيسم ) را به اين وسيله استوار نمود . مكتب شكاكان ولى در همان زمان مكتب ديگرى تأسيس شد كه « سپتى سيسم » يا « مكتب شكاكان » خوانده مىشود . پيروان اين مكتب به عقيدهء خود راه وسطى را پيش گرفتند ، نه پيرو سوفسطائيان شدند كه گفتند واقعيتى در ماوراء ذهن انسان اصلًا وجود ندارد و نه فلسفهء جزمى را كه مدعى بود به ادراك اشياء آنطور كه در واقع و نفس‌الامر هستند مىتوان نائل شد پسنديدند . پيروان اين مكتب گفتند ادراكات انسان از امور جهان بستگى كامل دارد با وضع خاص ذهن شخص ادراك كننده ، و آنچه هر كس از امور جهان مىفهمد آنچنان است كه ذهن وى اقتضا كرده نه آنچنانكه آن شئ در واقع و نفس الامر هست ، ممكن است اشياء در واقع چگونگى خاصى داشته باشند و ما به حسب اقتضاى خاص ذهن خود آنها را با كيفيت ديگرى ادراك كنيم . پيرهون مؤسس اين مكتب ده دليل كه از آن جمله است « تأثير دخالت شرايط زمانى و مكانى و كيفيت ساختمان قواى ادراكى شخص ادراك كننده » اقامه كرد بر نفى ارزش يقينى ادراكات ، و ثابت نمود كه ادراكات ما نسبت به اشياء بستگى دارد به يك سلسله عوامل خارجى و يك سلسله عوامل داخلى و با تغيير آن عوامل تغيير مىكند ، پس ما نبايد بگوييم اشياء را آن گونه كه در واقع و نفس‌الامر هستند درك مىكنيم بلكه بايد بگوييم آنها را آن گونه كه وضع ساختمان قواى ادراكى ما در تحت تأثير شرايط مخصوص اقتضا مىكند ادراك مىكنيم ، اما حقيقت چيست نمىدانيم . اين جماعت گفتند راه صحيح براى انسان در جميع مسائل خوددارى از رأى جزمى است ، جميع مسائل علمى و فلسفى حتى رياضيات را به عنوان احتمال و يا ترديد بايد تلقى نمود . فلسفهء شكاكان در مقابل فلسفهء جزمى از اينجا پايه گذارى شد .