مرتضى مطهرى

157

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

« حقيقت عبارت است از فكرى كه تمام اذهان در يك زمان در آن وفاق داشته باشند . » وى توافق تمام اذهان را در يك زمان علامت حقيقت نمىداند بلكه مىگويد معناى حقيقت غير از اين نيست . فليسين شاله « 1 » كه دربارهء « حقيقت » عقيدهء اگوست كنت را اختيار كرده ، در فلسفهء علمى فصل « ارزش و حدود علم » مىگويد : « معمولًا در تعريف حقيقت ( يا صدق ) مىگويند كه آن مطابقت فكر با موضوع خود و يا مطابقت فكر با واقع است ، اما اين تعريف نه بر حقايق رياضى كه موضوع آنها وجود خارجى ندارد درست منطبق مىشود و نه بر حقايق نفسانى كه وجود آنها كاملًا ذهنى است و نه به حقايق تاريخى كه موضوع آنها بر حسب تعريف از بين رفته است . صادق بودن اين تعريف دربارهء حقايق تجربى هم خالى از اشكال نيست زيرا براى ذهن ، موضوع خارجى جز يك دسته احساس و صور چيز ديگرى نيست . » تا آنجا كه مىگويد : « بر حسب گفتهء پر مغز اگوست كنت وصف بارز حقيقت اين است كه وفاق تمام افكار را در ذهن فرد و توافق تمام اذهان افراد جامعهء انسانى را در يك زمان به حصول مىآورد و وحدت معنوى ايجاد مىكند . » ويليام جيمز « 2 » روان شناس و فيلسوف معروف امريكايى و يكى از مؤسسين فلسفهء پراگماتيسم « 3 » « حقيقت » را طور ديگرى تعريف مىكند ، وى مىگويد : « حقيقت عبارت است از فكرى كه در عمل تأثير نيكو دارد . » اين دانشمند جملهء « مفيد است » و جملهء « حقيقت است » را مرادف يكديگر قرار مىدهد ، مفيد بودن در عمل را علامت حقيقت نمىداند بلكه مىگويد معناى حقيقت