مرتضى مطهرى

141

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

چنان كه حركت نيز بىماده ، و ماده بىخواص ضرورى ماده نخواهد بود . اگر چنانچه ادراك ما زمانى بود ناچار خواص ديگر ماده را نيز داشت و كسى كه مىپندارد ادراك و فكر ما زمانى است ، ميان عمل فيزيكى كه در مغز مثلًا انجام مىگيرد و ميان حقيقت ادراك و فكر خلط مىنمايد ( چنان كه دانشمندان مادى پيوسته اين خلط و اشتباه را مىكنند ) . شما صورت علمى را كه در يك ساعت معين از زمان از راه حواس به دست مىآوريد يك اثر مادى در سلسله اعصاب يا مغزتان پيدا مىشود كه پيش از آن و پس از آن قابل پيدايش نيست ولى حقيقت همان ادراك مقيد به آن زمان معين نيست به گواه اينكه همان صورت ادراكى را با حفظ عينيت در زمانهاى مختلف مىتوانيد ادراك كنيد در حالى كه يك موجود زمانى در دو زمان به يك واقعيت باقى نمىماند . تتميم اصل مقصد سخنانى كه در مادى نبودن ادراكاتى كه به حواس و مغز منسوب هستند گفته شد در يك مورد ديگر نيز جارى مىباشد و آن مورد « علم به نفس » است 1 .