مرتضى مطهرى
80
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وحدت شرط و اضافه ، جزء و كل * قوه و فعل است ، در آخر زمان پس اگر بگوييم : « انسان خندان است ، اسب خندان نيست » تناقض نيست ، زيرا موضوعها وحدت ندارند ، و اگر بگوييم : « انسان خندان است ، انسان چهارپا نيست » تناقض نيست ، زيرا محمولها وحدت ندارند . اگر بگوييم : « اگر كسوف رخ دهد نماز آيات واجب است و اگر رخ ندهد نماز آيات واجب نيست » تناقض نيست زيرا شرطها مختلفاند . اگر بگوييم : « انسان در روز نمىترسد ، انسان در شب مىترسد » تناقض نيست ، زيرا زمانها مختلفاند . اگر بگوييم : « وزن يك ليتر آب در روى زمين يك كيلوگرم است و در فضاى بالا مثلًا نيم كيلوگرم است » تناقض نيست ، زيرا مكانها مختلفاند . « علم انسان متغير است ، علم خدا متغير نيست » تناقض نيست ، زيرا اضافهها - يعنى مضافٌ اليههاى دو موضوع - مختلفند . اگر بگوييم : « كل مساحت تهران 1600 كيلومتر مربع است و بخشى از مساحت تهران ( مثلًا شرق تهران ) 1600 كيلومتر مربع نيست » تناقض نيست ، زيرا از لحاظ جزء و كل مختلفاند . اگر بگوييم : « هر نوزاد انسان بالقوّه مجتهد است و بعضى از نوزادهاى انسان بالفعل مجتهد نيستند » تناقض نيست ، زيرا از لحاظ قوه و فعليت اختلاف است . عين اين شرايط در متضادتين و داخلتين تحت التضاد و متداخلتين نيز هست ؛ يعنى دو قضيه آنگاه متضادند و يا داخل تحت التضادند و يا متداخلاند كه وحدتهاى مزبور را داشته باشند . اصل تناقض از نظر قدما اصل تناقض « امّ القضايا » است يعنى نه تنها مسائل منطقى ، بلكه قضاياى تمام علوم و تمام قضايايى كه انسان آنها را استعمال مىكند - و لو در عرفيّات - مبتنى بر اين اصل است . اين اصل زيربناى همهء انديشههاى انسان است ، اگر خراب شود همهء انديشهها ويران مىگردد ؛ و اگر اصل « امتناع اجتماع نقيضين و امتناع ارتفاع نقيضين » صحيح نباشد منطق ارسطويى به كلى بىاعتبار است . اكنون ببينيم نظر قدما چيست ؟ آيا مىشود در اين اصل ترديد كرد يا نه ؟ مقدمتاً بايد بگوييم كه آنچه منطق اصطلاحاً آن را « نقيض » مىخواند كه مىگويد : « نقيض