مرتضى مطهرى

65

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

در اصطلاح منطقيّين هر لفظى كه براى يك معنى وضع شده باشد و مفيد معنى باشد « قول » خوانده مىشود . عليهذا تمام الفاظى كه ما در محاورات خود به كار مىبريم و مقاصد خود را به يكديگر تفهيم مىكنيم « اقوال » مىباشد ، و اگر لفظى فاقد معنى باشد آن را « مهمل » مىگويند و « قول » خوانده نمىشود . مثلًا لفظ « اسب » در فارسى قول است زيرا نام يك حيوان خاص است ، اما لفظ « ساب » قول نيست زيرا مفيد معنى نمىباشد . قول بر دو قسم است : يا مفرد است يا مركّب . اگر داراى دو جزء باشد و هر جزء آن بر جزء معنى دلالت كند آن را « مركّب » خوانند و اگر نه « مفرد » . عليهذا لفظ « آب » مفرد است اما لفظ « آب هندوانه » مركب است ؛ يا مثلًا « اندام » مفرد است اما لفظ « درشت اندام » مركّب است . مركّب بر دو قسم است : يا تامّ است يا ناقص . « مركّب تامّ » آن است كه يك جملهء تمام باشد ، يعنى بيان كنندهء يك مقصود كامل باشد به طورى كه اگر به ديگرى گفته شود ، او مطلبى را درك كند و به اصطلاح صحت سكوت داشته باشد و حالت انتظار باقى نماند ؛ مثل آنكه مىگوييم : « زيد رفت » ، « عمرو آمد » يا مىگوييم : « برو » ، « بيا » ، « آيا با من مىآيى ؟ » همهء اينها جمله‌هاى تام‌ّاند و « مركّب تام » ناميده مىشوند . اما « مركّب ناقص » بر خلاف اين است ، كلامى نيمه تمام است ؛ مخاطب ، از آن ، معنى و مقصودى درك نمىكند . مثلًا اگر كسى به كسى بگويد : « آب هندوانه » و ديگر چيزى نگويد ، طرف از اين دو كلمه چيزى نمىفهمد و انتظارش باقى است ، خواهد پرسيد : « آب هندوانه چى ؟ » . گاهى ممكن است به اندازهء يك سطر و بلكه يك صفحه كلمات پشت سر يكديگر واقع شوند و در عين حال يك جملهء تمام و يك قضيهء كامل نباشد . مثلًا اگر كسى بگويد : « من امروز ساعت 8 صبح در حالى كه شلوار پوشيده بودم و كت نپوشيده بودم و به پشت بام خانهء خودمان رفته بودم و به ساعت خود نگاه مىكردم و آقاى الف كه رفيق من است نيز همراه من بود . . . » با همهء اين طول و تفصيلات ، يك جملهء ناقص است ، زيرا مبتدايى ذكر كرده بدون خبر ؛ ولى اگر بگويد « هوا سرد است » با اينكه سه كلمه بيشتر نيست ، يك جملهء تمام و يك قضيهء كامل است . مركّب تامّ نيز به نوبهء خود بر دو قسم است : يا خبر است و يا انشاء . « مركّب تامّ خبرى » آن است كه از واقعيتى حكايت مىكند ، يعنى از امرى كه واقع شده است يا