مرتضى مطهرى
60
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
درس ششم : حدود و تعريفات مبحث « كلّى » كه ذكر شد مقدمهاى است براى حدود و تعريفات ؛ يعنى آنچه وظيفهء منطق است اين است كه بيان كند طرز تعريف كردن يك معنى چگونه است و يا بيان كند كه طرز صحيح اقامهء برهان براى اثبات يك مطلب به چه صورت است ؟ و چنان كه مىدانيم قسم اول مربوط مىشود به تصورات ، يعنى به معلوم كردن يك مجهول تصورى از روى معلومات تصورى ، و قسم دوم مربوط مىشود به تصديقات ، يعنى معلوم كردن يك مجهول تصديقى از روى معلومات تصديقى . به طور كلى تعريف اشياء ، پاسخگويى به « چيستى » آنهاست ؛ يعنى وقتى كه اين سؤال براى ما مطرح مىشود كه فلان شىء چيست ؟ در مقام تعريف آن برمىآييم . بديهى است كه هر سؤالى در مورد يك مجهول است . ما هنگامى از چيستى يك شىء سؤال مىكنيم كه ماهيت و حقيقت آن شىء و لااقل مرز مفهوم آن شىء كه كجاست و شامل چه افرادى مىشود و شامل چه افرادى نمىشود بر ما مجهول باشد . اين كه حقيقت و ماهيت يك شىء بر ما مجهول باشد به معنى اين است كه ما تصور صحيحى از آن نداريم . پس اگر بپرسيم خط چيست ؟ سطح چيست ؟ مادّه چيست ؟ قوّه چيست ؟ حيات چيست ؟ حركت چيست ؟ همهء اينها به معنى اين است كه ما يك تصور كامل و جامعى از حقيقت اين امور نداريم و مىخواهيم تصور صحيحى از