مرتضى مطهرى

45

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اين است كه ما قبلًا و لو اجمالًا با مسائل منطقى آشنا شده باشيم ؛ ولى ما به طور اجمال در اينجا اين مطلب را بيان مىكنيم . در اينجا لازم است « فكر » را تعريف كنيم ، زيرا تا تعريف فكر به مفهومى كه منطق در نظر دارد روشن نشود ، ابزار بودن منطق براى فكر و به عبارت ديگر « خطا سنج » بودن علم منطق براى فكر ، روشن نمىشود . « تفكر » عبارت است از مربوط كردن چند معلوم به يكديگر براى به دست آوردن معلوم جديد و تبديل كردن يك مجهول به معلوم . در حقيقت تفكر عبارت است از سير و حركت ذهن از يك مطلوب مجهول به سوى يك سلسله مقدمات معلوم ، و سپس حركت از آن مقدمات معلوم به سوى آن مطلوب براى تبديل آن به معلوم . لهذا در تعريف « فكر » گاهى گفته شده است : « ترتيبُ امورٍ معلومةٍ لتحصيلِ امرٍ مجهول . » گاهى گفته شده است : « ملاحظةُ المعقولِ لتحصيلِ المجهول . » و گاهى گفته شده است : « الفكرُ حركةٌ إلى المَبادى * و مِن المَبادى إلى المُراد » ذهن آنگاه كه فكر مىكند و مىخواهد از تركيب و مزدوج كردن معلومات خويش مجهولى را تبديل به معلوم كند ، بايد به آن معلومات شكل و نظم و صورت خاص بدهد ؛ يعنى معلومات قبلى ذهن تنها در صورتى مولّد و منتِج مىشوند كه شكل و صورت خاصى به آنها داده شود . منطق ، قواعد و قوانين اين نظم و شكل را بيان مىكند ؛ يعنى منطق به ما توضيح مىدهد كه معلومات ذهنى قبلى تنها در صورتى زاينده خواهند بود كه بر اساس مقررات منطقى شكل و صورت گرفته باشد . اساساً عمل فكر كردن ، چيزى جز نظم دادن به معلومات و پايه قرار دادن آنها براى كشف يك امر جديد نيست . پس وقتى كه مىگوييم : « منطق قانون صحيح فكر كردن است » و از طرف ديگر مىگوييم : « فكر عبارت است از حركت و سير ذهن از مقدمات به نتايج » ، معنىاش اين مىشود كه : « منطق كارش اين است كه قوانين