مرتضى مطهرى
26
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نگارنده در چند سال پيش به فكر افتاد مسألهء « وجود ذهنى » را از نظر سير تاريخى مورد بررسى قرار دهد . به نكات زيادى در اين زمينه برخورد و شايد توفيق يابد كه روزى آنها را منتشر نمايد . از جمله نكاتى كه بدان برخورد اين است كه برداشت شرح منظومه از نظر ارائهء سير تاريخى اين مسأله برداشت صحيحى نيست . وقتى كه آن را با برداشت اسفار مقايسه كرد ، نقلهاى اسفار را و برداشتهاى آن را از نظر ارائهء مسير تاريخى مسأله بسى متقنتر يافت . علت اساسى اين است كه مرحوم حاجى كتاب زيادى در دسترس نداشته است بر خلاف صدرالمتألهين كه كتب زيادى در اختيار داشته است . مسائل فلسفى اسلامى تا آنجا كه نگارنده از نظر سير تاريخى آنها را مطالعه كرده است چهار دستهاند : 1 . مسائلى كه تقريباً به همان صورت اولى كه ترجمه شده باقى مانده و چهره و قيافهء اوليهء خود را حفظ كرده ، تصرف و تغيير و تكميلى در آنها صورت نگرفته است . 2 . مسائلى كه فلاسفهء اسلامى آنها را تكميل كردهاند ، اما تكميل به اين صورت بوده كه پايههاى آنها را محكمتر و آنها را مستدلتر كردهاند به اينكه شكل برهان مسأله را تغيير دادهاند و يا براهين ديگرى اضافه نمودهاند . تكثير براهين در فلسفه ، بر خلاف رياضيات ، ارزش فراوان دارد . در رياضيات ، مثلًا هندسه ، تكثير برهان نوعى تفنن فكرى محسوب مىشود ، مثل كارى كه گفته مىشود خواجه نصير الدين طوسى و ديگران در شرح تحرير اقليدس كردهاند كه يك مسأله را از راههاى مختلف اثبات كردهاند . بساطت و سادگى مفاهيم رياضى طورى است كه اذهان با يك برهان قانع مىگردند . اما فلسفه چنين نيست . راههاى فلسفى از قبيل گردنههاى صعب العبور است ؛ براى بعضى اذهان عبور از برخى راهها سادهتر است تا راههاى ديگر . از اين رو تكثير براهين در فلسفه ارزش بسيار دارد . 3 . مسائلى كه گرچه نام و عنوان آنها همان است كه در قديم بوده است اما محتوا به كلى تغيير كرده و چيز ديگر شده است ؛ آنچه با آن نام در دورهء اسلامى اثبات و تأييد مىشود غير آن چيزى است كه در قديم به اين نام خوانده مىشده است .