مرتضى مطهرى

22

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

( متوفا در 260 هجرى ) است . مطلبى كه لازم است طرح و تحقيق كافى بشود اين است كه محصول كار مسلمين در اين دوازده قرن چه بوده است ؟ آيا كار مسلمين صرفاً بازگو كردن گفته‌هاى پيشينيان است ؟ آيا نقش مسلمين در تاريخ فلسفه صرفاً اين است كه رابط و واسطهء انتقال فلسفه از قديم يونانى به جديد اروپايى بوده‌اند و نقش ديگرى نداشته‌اند ؟ آيا فلسفهء اسلامى - همچنانكه معروف است - به ابن سينا و غزالى و ابن رشد ختم مىشود و از آن به بعد به مطلب قابل توجهى بر نمىخوريم ؟ آيا در فلسفهء اسلامى مطالبى كه با فلسفهء جديد اروپايى قابل مقايسه و مطابقه باشد وجود ندارد ؟ اينها يك سلسله پرسشهاست كه بايد به آنها پاسخ داده شود . بديهى است كه پاسخ صحيح و دقيق به آنها به اين سادگى نيست ، وقت و فرصت و نيروى كافى مىخواهد . خوشبختانه دو سال است كه دانشكدهء الهيات و معارف اسلامى درسى در رشتهء فلسفه تحت عنوان « سير فلسفه در اسلام » قرار داده است و اميدوار است كه اين وظيفهء مهم را بتواند انجام دهد . سير فلسفه در اسلام ، جزئى از سير علوم در اسلام است ، اعمّ از علومى كه در ميان خود مسلمين و به وسيلهء خود مسلمين ابداع و اختراع شد مانند فقه و اصول و تفسير و حديث و درايه و رجال و صرف و نحو و معانى و بيان و بديع ، و يا علومى كه از جهان خارج از دنياى اسلام ترجمه شد و جزء علوم مسلمين قرار گرفت مانند طب ، نجوم ، حساب ، هندسه ، منطق و فلسفه . از نظر محققان و نويسندگان تاريخ علوم ، قطعى و مسلّم است كه همهء اين علوم در جهان اسلام تطور و تكامل پيدا كرده‌اند و مسلمين مقام عالىاى در پيشرفت فرهنگ بشرى و تكامل علوم داشته‌اند . « دليس اوليرى » دربارهء علوم يونانى كه به مسلمين رسيده مىگويد : « آنچه از يونانيان به اعراب ( مسلمين ) رسيد تنها به همان صورت اصلى و دست نخورده به ديگران انتقال نيافت ، بلكه بايد گفت كه علوم يونانى در محيط عربى ( اسلامى ) براى خود زندگى و نشو و نماى خاص داشته است . در نجوم و رياضيات كارهاى يونانيان و هنديان را در هم آميختند و به آنها نظم و سامان تازه بخشيدند و به همين جهت پيشرفت قابل ملاحظه‌اى در اين دو رشتهء علم به دست عربى زبانان صورت گرفت . مىتوان گفت كه علم جبر و مثلثات مستوى و كروى از علومى است كه به وسيلهء علماى عربى ( اسلامى ) ايجاد شده و توسعه يافته است . اينان در ارصاد