مرتضى مطهرى

121

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

فلانى فيل است . حال اگر كسى قياسى به اين صورت تشكيل دهد : « زيد فيل است هر فيلى عاج دارد پس زيد عاج دارد » اين هم مغالطه است . « مغالطهء معنوى » آن است كه به لفظ مربوط نيست ، بلكه به معنى مربوط است ؛ مثل آنچه قبلًا در نفى ارزش قياس از قول دكارت و غيره نقل كرديم كه گفتند : « در هر قياس اگر مقدمات معلوم است نتيجه خود به خود معلوم است و نيازى به قياس نيست ، و اگر مقدمات مجهول است قياس نمىتواند آنها را معلوم كند ، پس به هر حال قياس بىفايده است » . مغالطه اينجاست كه مىگويد : « اگر مقدمات معلوم باشد نتيجه خواه ناخواه معلوم است » در صورتى كه معلوم بودن مقدمات موجب معلوم شدن قهرى نتيجه نيست . معلوم بودن مقدمات به علاوهء اقتران آن معلومات با يكديگر ، سبب معلوم شدن نتيجه مىگردد ، آن هم نه هر اقترانى ، بلكه اقتران به شكل خاص كه منطق عهده دار بيان آن است . پس اين مغالطه از اينجا پيدا شد كه يك مطلب نادرست با ماسك يك مطلب درست در قياس بالا جاى گرفته است . شناختن انواع مغالطه‌ها و تطبيق آنها به موارد كه از چه نوع مغالطه‌اى است ضرورى و لازم است . مىتوان گفت قياس مغالطه بيشتر از قياس صحيح در كلمات متفلسفان وجود دارد . از اين رو شناختن انواع مغالطه‌ها و تطبيق آنها به موارد كه از چه نوع مغالطه‌اى است ضرورى و لازم است .