مرتضى مطهرى
108
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بر اساس ارزش تجربه بنا شده است . همهء منطقيّين تصريح كردهاند كه تجربه جزء مبادى يقينى است و يكى از مبادى ششگانهء برهان است « 1 » . موفقيت علماى جديد مولود طرد منطق ارسطويى نبود ، مولود حسن انتخاب روش استقرائى به جاى روش قياسى ، و روش تجربى - كه آميختهاى است از روش حسى ، استقرائى و روش قياسى خالص - در شناخت طبيعت بوده . آنچه موجب ركود كار علماى پيشين شده اين بود كه در شناخت طبيعت نيز مانند مسائل ماوراء الطبيعى از روش قياسى خالص استفاده مىكردند . نه روش قدما طرد روش استقرائى و تجربى به پيروى از منطق ارسطويى بود ، نه روش متأخران طرد منطق ارسطويى است ، زيرا منطق ارسطويى يگانه روش صحيح را در همهء علوم ، روش قياسى نمىداند تا رو آوردن به روش استقرائى و تجربى طرد منطق ارسطويى به شمار آيد « 2 » . 3 . در منطق ارسطويى ارزش عمده از آنِ قياس است و قياس از دو مقدمه تشكيل مىگردد ؛ مثلًا قياس اقترانى از صغرى و كبرى تشكيل مىشود . قياس ، مفيد فايدهاى نيست ، زيرا اگر مقدّمتين قياس معلوم باشد نتيجه خود به خود معلوم است اگر مقدمتين مجهول باشد نتيجه مجهول است ، پس فايدهء قياس چيست ؟ جواب اين است كه صرف معلوم بودن مقدمتين كافى نيست براى معلوم بودن نتيجه . نتيجه آنگاه معلوم مىگردد كه مقدمتين « اقتران » پيدا كنند . اقتران كه مولّد نتيجه است نظير آميزش جنسى نر و ماده است كه بدون آميزش ، فرزند پديد نمىآيد . چيزى كه هست اگر اقتران به طرز صحيحى صورت گيرد نتيجه درست است و اگر به طرز ناصحيحى صورت گيرد نتيجه غلط به دست مىآيد . كار منطق اين است كه
--> ( 1 ) . رجوع شود به كتاب برهان از منطق الشفاء صفحات 95 - 97 ، 223 و 331 . ( 2 ) . اين نكته نيز ناگفته نماند كه رو آوردن به روش تجربى و خارج شدن از انحصار روش قياسى قرنها قبل از دورهء جديد به وسيلهء مسلمين آغاز گشت و به وسيلهء علماى اروپا تكميل شده . راجر بيكن ، يكى از پيشروان روش تجربى ، كه سه چهار قرن قبل از فرنسيس بيكن اين راه را پيش گرفت به اعتراف خودش مديون معلمان مسلمان اندلسى خودش است . نكتهء ديگر اين كه علماى جديد اولين بار كه به روش تجربى رو كردند از افراط به تفريط گراييدند ؛ گمان كردند كه جز استقراء و تجربه راهى براى كسب و تحصيل معلومات نيست يعنى راه قياس را به كلى نفى كردند . ولى بعد از دو سه قرن روشن شد كه هر يك از قياس و استقراء و تجربه ( كه به قول ابن سينا مخلوطى است از ايندو ) در جاى خود مفيد و لازم است و آنچه مهم است شناخت موارد استفاده از اينهاست . اينجاست كه علمى بسيار مفيد به وجود آمد به نام « متدولوژى » يا « روش شناسى » كه محل استفادهء هر يك از اين روشها را روشن مىكند . اين علم هنوز مراحل اوليّه خود را طى مىكند .