مرتضى مطهرى
98
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
غايى و مجموع علل ، يعنى اين جور مىگويند : لازمهء فراهم آمدن همهء اين فاعلها و اين غايتها اين است كه معلول الزاما به وجود بيايد . اگر اين است ، اين مورد قبول است . در مسألهء هدايت ، ما به اين مطلب زياد نياز داريم . اين فلسفهاى كه به نام « مكانيسم » معروف شده است - كه دنيا را روى اصول مكانيسم خواستهاند توجيه كنند و اين را نقطهء مقابل اصل علّيت غايى قرار دادهاند - راجع به آن كه بحث مىكنيم ، اين مطلب را بايد آقايان توجه داشته باشند . امروز ديگر عرايض ما خاتمه پيدا كرد . - مسألهاى كه آقاى مطهرى اشاره فرمودند يكى مسألهء علّيت بود و يكى دترمينيسم . علّيت را همه از قديم قبول داشتند و معتقد بودند هر پديدهاى در دنيا اتفاق بيفتد ناشى از علتى است . اما آنچه مورد اختلاف ماترياليسم و موحدين است دترمينيسم است . آنها مىگويند علل يكسان معلول يكسان به بار مىآورند . بر اين اساس مىگويند پس تصادف وجود ندارد . آنچه ما اسمش را تصادف گذاشتهايم تركيبى است از علل مختلف كه چون ما نسبت به وجود و كيفيت اثرشان جاهل بودهايم ، فكر كردهايم تصادفا به وجود آمده است . ماركسيسم اين را روى موجودات زنده هم تعميم داد . منتها دربارهء انسان گفتند با مقياس واحد نمىتوانيم اين حكم را بسنجيم ، بر خلاف ماده كه اگر روى يك واحد آن مطالعه كنيم كافى است . مثلا قانون شتاب ثقل را دربارهء يك واحد سنگ مىتوان آزمايش كرد و آن را دربارهء تمام سنگها و اشياء تعميم داد . يك واحد انسان را اگر مطالعه كنيم مىبينيم تابع هيچ قانونى نيست ، اما مجموعهء جامعه تابع همان قانونى است كه ماركسيسم آن را بيان مىكند و با بيان مراحل تاريخى ، آينده را هم پيشبينى مىكند . اما اينكه گفتيد يك نظم ناشى از علت است و يك نظم ناشى از اراده ، خود به خود منتفى است ، پس ديگر اراده وجود ندارد . چون علل يكسان معلول يكسان به وجود مىآورند و هر دو مجموعهء دنيا را به وجود مىآورد كه همين وضع موجود را به عنوان نظام مىبينيم و طبق حساب احتمالات احتمال وقوع اين نظام بر حسب تصادف صفر است . بنابراين در مقابل آن چون مجموع احتمال دو حادثهء مخالف هم 1 است ، احتمال 1 مىشود يعنى استدلال وجود خدا . و اگر نظم علّيت را بپذيريم ، نظم انتخاب منتفى است و چون انتخاب وجود ندارد ، هدايت هم وجود نخواهد داشت . ما موحدين اعتقاد داريم كه سلسلهء علت و معلولها نمىتواند بدون حساب و كتاب و