مرتضى مطهرى
77
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
علتى دارد ، آن علت هم علتى دارد . بعد مىگويند كه : « پس فرق خداپرست موحد و عالم غير خداپرست امروزى در اين شد كه اوّلى افعال را به صيغهء معلوم و با ذكر فاعل بيان مىكند ، مىگويد خدا چنين كرده ، و دومى به صيغهء مجهول حرف مىزند ، مىگويد چنين شده است . » نه ، غير خداپرست هم مىگويد چنين كرده است ، منتها علتش را يك امر عادى مىداند . بعد مىگويند : « اشكالى كه دانشمندان غير خداپرست دارند اين است كه مىگويند چگونه كسى را كه نمىشناسيم و نمىتوانيم توصيف كنيم قبول نماييم ( 1 ) ؟ بعلاوه ، وقتى به خدا قائل شديم بايد پى بىآن برويم كه او از كجا آمده و چگونه درست شده است ( 2 ) ؟ پس چون مسأله حل نمىشود و نقطهء مجهول يك مرحله عقب مىرود ، بهتر است پاى خود را از وجود محسوسات طبيعت فراتر نگذاريم و از وجود و عدم خدا فعلا صحبت نكنيم . در جواب آقايان بايد گفت : اوّلا هيچ پيغمبرى و بنابراين خود خدا نخواسته ما خدا را كما هو بشناسيم ( 3 ) ، بلكه سهل است ، منع هم كردهاند ( 4 ) . و آنچه را ما بتوانيم وصف يا درك كنيم ناچار از نوع خودمان است ، پس خدا نيست . بنابراين توقع چنين معرفتى را فعلا نبايد از خود داشته باشيم ( 5 ) . ثانيا وقتى عقب و جلو رفتن مجهول تفاوت نمىكند ( 6 ) ، چرا بر خلاف عادت و معمولى كه در همه چيز و همه جا داشته ، براى هر فعلى فاعلى و براى هر نظمى ناظمى را سراغ مىدهيم ، در مورد فاعل كل و ناظم اصلى اين قدر لجاج به خرج دهيم و تكبر و تجاوز نماييم ؟ وقتى به قانون احترام مىگزاريم ، چرا به قانونگذار بىاعتنا باشيم ؟ » اوّل در واقع تسليم مىشود كه اين يك مجهولى است و به هر حال جواب ندارد . بعد [ مىگويد ] ما چرا از عادت معمول خارج بشويم ؟ ما كه براى هر فعلى فاعل قائل
--> ( 1 ) . اشكال مىكنند كه خوب ، خدا يعنى چه ؟ خدا را كه ما نمىتوانيم بشناسيم . ( 2 ) . خوب ، اگر بگوييم خدا ، مىگوييم خدا چطور درست شده ؟ ( 3 ) . اين كه شناختن كما هو نيست . اگر كسى گفت : آقا شما كه مىگوييد اينها را خدا به وجود آورده ، خدا را كى به وجود آورده ؟ بگوييم نه ، ديگر لازم نيست اين را بفهميم ، يا اين حد اقلى است كه انسان بايد خدا را به عنوان مبدأ كل بشناسد ؟ چه ربطى دارد كه كسى بخواهد خدا را كما هو بشناسد ؟ ( 4 ) . چنين منعى هم نيست . ( 5 ) . درست است ، اين اشكال لا ينحل است . ( 6 ) . [ يعنى ] به هر حال ما نمىتوانيم اشكال را حل كنيم .