مرتضى مطهرى

62

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

جامعيت آن است و اين را انسان به خوبى درك مىكند و بهترين دليل بر اينكه قرآن وحى الهى است همين است . آدم مىبيند كه هر دانشمند ، هر مقدار نبوغ داشته باشد ، وقتى كه در يك مسير مىافتد آنچنان غرق در آن مسير مىشود كه ديگر اصلا غير آن را نمىبيند . خوب ما ديگر سراغ داريم ، مثلا من براى صدر المتألّهين فوق العاده عظمت قائل هستم ، اصلا من به اندازه‌اى كه از كتابهاى اين مرد و از تدريس كتابهاى او لذت مىبرم از هيچ چيزى آن قدر لذت نمىبرم . عاليترين آرزوى من هميشه اوست ولى در عين حال حس مىكنم كه در محيط خودش غرق شده ، يعنى در آن كه فن خودش هست غرق شده است ، از آن ديگر نمىتواند بيرون بيايد . تفسير قرآن هم كه مىنويسد هيچ امكان ندارد كه از آن پوست گردويى كه در داخل آن پوست گردو قرار گرفته بيرون بيايد . يك بشر اين مقدار نبوغ داشته باشد ولى بالاخره محدود است . باز شما مىبينيد يك كس ديگر مثلا شيفتهء علوم تجربى مىشود . مثلا فرض كنيد طنطاوى . طنطاوى انصافا مرد دانشمندى است . از حق نبايد گذشت ، اگر اين كتاب را به تفصيلى كه نوشته است ، اين مرد به تنهايى نوشته باشد - ننوشته‌اند كه جمع نوشته - راستى مرد بسيار متبحرى بوده ، فوق العاده متبحر بوده . ولى او در علوم امروز غرق شده است ، ديگر اصلا نمىتواند از اينها بيرون بيايد . هر جمله‌اى ، هر كلمه‌اى را هر جا پيدا مىكند مىخواهد حتما به اينجا تطبيق بدهد . اما اين تنها قرآن است كه همان طورى كه خود خدا در افعال تكوينى خودش « لا يَشْغَلُهُ شَأْنٌ عَنْ شَأْنٍ » كتابش هم « لا يَشْغَلُهُ شَأْنٌ عَنْ شَأْنٍ » . آن عرفان عالىاى كه قرآن ذكر مىكند : « هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ » ( 1 ) شما اين تعبير را هيچ جاى دنيا [ حتى در ] همان كتابهاى . . . كه اينها دنبالش را گرفتند ، بودائيزم و اين حرفها كه مىگويند عاليترين اين جور حرفها در آنجا پيدا مىشود ، به اين علوّ پيدا نمىكنيد ، يا : فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ ( 2 ) . « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ( 3 ) .

--> ( 1 ) . حديد / 3 . ( 2 ) . بقره / 115 . ( 3 ) . شورى / 11 .