مرتضى مطهرى

110

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

« الَّذِي خَلَقَ » پروردگار من همان است كه آفريد ، يعنى آفرينندهء عالم است . « فَسَوَّى » پس معتدل آفريد ، يعنى نظم بر قرار كرد . « وَ الَّذِي قَدَّرَ » آن كه اندازه‌گيرى ( 1 ) كرد . « وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى » . « خَلَقَ فَسَوَّى » و « الَّذِي قَدَّرَ » همه راجع به اصل خلقت يعنى ساختمان موجودات است ، « فَهَدى » مربوط به كار موجودات است : آنها را رهبرى كرد . آيهء ديگر از آياتى كه باز خلق و هدايت توأم با هم ذكر شده‌اند ( يعنى با هم ذكر شده‌اند ولى معلوم است كه دو امر است ) ، از زبان حضرت ابراهيم نقل مىفرمايد كه ابراهيم فرمود : « الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ » ( 2 ) . پروردگار من همان است كه مرا آفريده است ، پس هدايت هم مىكند . « پس هدايت مىكند » مقصود اين است كه خدا وقتى كه موجودات را خلق كند آنها را عبث نمىگذارد ، آنها را رهبرى هم مىكند . وقتى خدا آفرينندهء مخلوقات باشد ، آنها را « سدى » به تعبير آيهء قرآن ( 3 ) ، عبث ، سرگردان نمىگذارد ، رهبرى مىكند . « خدا مرا آفريده است ، خدا مرا رهبرى هم خواهد كرد » . در سورهء علق - كه سورهء « اقرأ » باشد - راجع به خصوص انسان بيان مىفرمايد ، يعنى آنجا خلقت انسان و آن نوع هدايتى را كه مخصوص انسان است ، بعد از خلقت ذكر فرموده است . در آن سوره اين طور مىخوانيم : « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ » بخوان به نام پروردگارت كه آفريده است ( آفريده است همه چيز را ، جهان را ) . خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ » . انسان را از علق ( 4 ) آفريد .

--> ( 1 ) . اين اندازه‌گيرى شامل اندازه‌گيرى [ در ] عدد مىشود ، شامل اندازه‌گيرى در حجم مىشود كه آن يك بحثى است كه كرده‌اند . ممكن است ما هم راجع به آن بحث كنيم . ( 2 ) . شعراء / 78 . ( 3 ) . [ أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً ] ( قيامت / 36 ) . ( 4 ) . علق را از قديم تفسير مىكردند به « خون بسته » كه يكى از مراحل به اصطلاح تحول و تطوّر جنين است . حالا بعضيها آمده‌اند مىگويند كه در قديم نمىتوانستند توجيه كنند ، چون يكى از معانى علق زالو است ( همين حيوان