مرتضى مطهرى

93

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

روش رئاليسم در اين باره بحث كرده‌ايم . مورّخان اهل تسنّن اعتراف دارند كه عقل شيعى از قديم الايّام عقلى فلسفى بوده است ، يعنى طرز تفكّر شيعى از قديم استدلالى و تعقّلى بوده است . تعقّل و تفكّر شيعى نه تنها با تفكّر حنبلى - كه از اساس منكر به كار بردن استدلال در عقايد مذهبى بود - و با تفكّر اشعرى كه اصالت را از عقل مىگرفت و آن را تابع ظواهر الفاظ مىكرد مخالف و مغاير است ، با تفكّر معتزلى نيز با همهء عقل‌گرايى آن مخالف است ، زيرا تفكّر معتزلى هر چند عقلى است ولى جدلى است نه برهانى ( 1 ) ؛ و به همين جهت است كه اكثريّت قريب به اتّفاق فلاسفهء اسلامى شيعه بوده‌اند . حيات فلسفى اسلامى را فقط شيعه حفظ كرده است و شيعه اين روح را از پيشوايان خود دارد خصوصاً پيشواى اول امير المؤمنين على عليه السّلام . فلاسفهء شيعه بدون آنكه فلسفه را به شكل كلام درآورند و از صورت حكمت برهانى به صورت حكمت جدلى خارج سازند ، با الهام از وحى قرآنى و افاضات پيشوايان دينى ، عقايد اصيل اسلامى را تحكيم كردند . از اين رو اگر ما بخواهيم متكلّمين شيعه را برشماريم و مقصودمان همهء كسانى باشد كه دربارهء عقايد اسلامى شيعه تفكّر عقلى داشته‌اند ، هم جماعتى از راويان حديث و هم جماعتى از فلاسفهء شيعه را بايد جزء متكلّمين بشماريم ، زيرا چنان كه گفتيم حديث شيعه و فلسفهء شيعه هر دو وظيفهء علم كلام را بهتر از خود علم كلام انجام داده‌اند . اما اگر مقصود ما از « متكلّمين » جماعتى باشد كه تحت تأثير متكلّمان معتزلى و اشعرى به حكمت جدلى مجهّز بوده‌اند ، ناچار گروه خاصّى را بايد مورد نظر قرار دهيم . ولى ما دليلى نمىبينيم كه تنها آن گروه خاص را مورد توجّه قرار دهيم . بگذريم از بيانات ائمّهء اطهار عليهم السلام دربارهء « عقايد » كه به صورت خطبه و روايت و دعا در دست است ، در ميان مؤلّفان شيعى اوّلين فردى كه در مورد « عقايد » كتاب تأليف كرده است علىّ بن اسماعيل بن ميثم تمّار است . ميثم تمّار خود مردى خطيب و سخنور بوده و از صاحبان سرّ امير المؤمنين على عليه السّلام محسوب مىشود . علىّ بن اسماعيل نوادهء اين مرد بزرگ است . اين مرد معاصر عمرو بن عبيد و

--> ( 1 ) . ما در درسهاى « كلّيات فلسفه » فرق حكمت مشّائى و حكمت اشراقى و حكمت ذوقى و حكمت جدلى ( كلامى معتزلى و اشعرى ) را روشن كرده‌ايم .