مرتضى مطهرى
88
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بودند كه با نيروى خليفه مأمون مىخواستند مردم را به زور تابع عقيدهء خود در حادث بودن قرآن بنمايند و اين حادثه به دنبال خود كشتارها و خونريزيها و زندانها و شكنجهها و بىخانمانىها آورد كه جامعهء مسلمين را به ستوه آورد . عامّهء مردم ، معتزله را مسئول اين حادثه مىدانستند و اين جهت سبب بيزارى بيشتر مردم از مكتب اعتزال شد . ظهور مكتب اشعرى بدين دو جهت مورد استقبال عموم قرار گرفت . بعد از ابو الحسن اشعرى شخصيّتهاى بارز ديگر در اين مكتب ظهور كردند و پايههاى آن را مستحكم كردند . از آن ميان قاضى ابو بكر باقلانى معاصر شيخ مفيد و متوفّاى در سال 403 و ابو اسحاق اسفراينى كه در طبقهء بعد از باقلانى و سيّد مرتضى به شمار مىرود و ديگر امام الحرمين جوينى استاد غزالى و خود امام محمّد غزالى صاحب احياء علوم الدين متوفّى در 505 هجرى و امام فخر الدين رازى را بايد نام برد . البتّه مكتب اشعرى تدريجاً تحوّلاتى يافت و مخصوصاً در دست غزالى رنگ كلامى خود را كمى باخت و رنگ عرفانى گرفت و وسيلهء امام فخر رازى به فلسفه نزديك شد . بعداً كه خواجه نصير الدين طوسى ظهور كرد و كتاب تجريد الاعتقاد را نوشت ، كلام بيش از نود درصد رنگ فلسفى به خود گرفت . پس از تجريد همهء متكلّمين - اعمّ از اشعرى و معتزلى - از همان راهى رفتند كه اين فيلسوف و متكلّم بزرگ شيعى رفت . مثلًا كتابهاى مواقف و مقاصد و شروح آنها همه رنگ تجريد را به خود گرفتهاند . در حقيقت بايد گفت هر اندازه فاصلهء زمانى زيادتر شده است اشاعره از پيشواشان ابو الحسن اشعرى دور شده و عقايد او را به اعتزال يا فلسفه نزديكتر كردهاند . اكنون فهرستوار عقايد « اشعرى » را كه از اصول « اهل السنّة » دفاع كرده و يا به نحوى عقيدهء « اهل السنّة » را تأويل و توجيه كرده است ذكر مىكنيم : الف . عدم وحدت صفات با ذات ( بر خلاف نظر معتزله و فلاسفه ) . ب . عموميّت اراده و قضا و قدر الهى در همهء حوادث ( اين نيز بر خلاف نظر معتزله ولى بر وفق نظر فلاسفه ) . ج . شرور مانند خيرات از جانب خداست ( البته اين نظر به عقيدهء « اشعرى » لازمهء نظر بالاست ) . د . مختار نبودن بشر و مخلوق خدا بودن اعمال او ( اين نظر نيز به عقيدهء